رسانه ها چگونه یک جهان امن را ناامن می کنند؟
رسانه ها چگونه یک جهان امن را ناامن می کنند؟
یادداشتی از محمد صادق افراسیابی
مدرس دانشگاه، پژوهشگر و روزنامه نگار
یکی از کارکردهای رسانه های جمعی انگاره سازی است. انگاره سازی چیست؟ اگر خیلی ساده بخواهم بگویم انگاره سازی یعنی تصویر سازی! فرض کنید شما یک داستان می خوانید. در این داستان یک فرد واقعی توصیف شده است. در مورد خصوصیات ظاهری و اخلاقی او مطالبی بیان شده است تا شما بتوانید او را تصور کنید. تصوری که داستان در مورد آن فرد برای شما ایجاد می کند، انگاره است. انگاره ها خیلی به ندرت مطابق با واقعیت هستند. چون تصویری از واقعیت هستند. جهان امروز هم حکایت همان مرد است و رسانه ها کارکرد توصیف آن مرد را دارند. حالا ما با یک مشکل بزرگ دیگر هم روبرو هستیم که در جهان زندگی میکنیم که فرصت نداریم همه چیز را خودمان تجربه کنیم. بنابراین امروزه اکثر تصورهای ما از جهان پیرامون از طریق رسانه های جمعی است. اگر شانس بیاوریم و رسانه های مثبتی داشته باشیم، آن ها دقت می کنند که یک انگاره ی صحیح از جهان پیرامون برای ما ایجاد کنند اما اکثرا ما بد شانس هستیم. چون معمولا وقتی رسانه ای اخبار منفی را برجسته میکند و یک انگاره سیاه از جهان اطراف ارائه می کند به دلیل هیجانی که همراه با این انگاره است، عموم مردم از این انگاره استقبال بیشتری میکنند. قانون عرضه و تقاضا را هم که فراموش نکرده اید. هر چه برای کالایی تقاضای بیشتری وجود داشته باشد عرضه آن هم بیشتر خواهد شد. طبیعی است که در چنین شرایطی عرضه انگاره های سیاه از جهان پیرامون بیشتر میشود. حالا این وسط چه کسی ضرر میکند؟ قطعا ما ضرر میکنیم. چون اکثر رسانه ها، جهانی را که آن قدر ناامن نیست برای ما خیلی ناامن جلوه میدهند و ما در زندگی واقعی خودمان احساس میکنیم چه قدر اوضاع بد است و کم کم امید و پویایی خود را از دست میدهیم و دچار افسردگی میشویم. من امروز صبح به لطف خدا حالم خوب است و یک پیشنهاد خیلی خوب برای شما دارم. مگر شما دوست ندارید پرانرژی باشید؟ مگر در حسرت یک جرعه انرژی مثبت نیستید؟ خب! من همین الان به شما دو سه جرعه انرژی مثبت میدهم. به شرطی که به حرفم گوش کنید. بیایید از همین الان یک تصمیمی بگیریم که رسانه هایی که حال ما را بد میکنند، تحریم کنیم. آنها را کنار بگذاریم و فقط از رسانه هایی استفاده کنیم که انرژی مثبت به ما میدهند. البته این حرف من به این معنی نیست که واقعیت های اطراف خود را نبینیم. خب ببینیم! مگر چه اشکالی دارد؟ اما باور کنید رسانه هایی هستند که اخبار را کمی بی طرفانه تر نقل کنند و وقتی کمی بی طرفانه تر به جامعه اطراف خود نگاه میکنیم، می بنیم اوضاع آن قدر هم که دیگران میگویند بد نیست. من هر روز در همین تهران، آدم هایی را میبینم که خیلی خوب هستند … خیلی خوب … اصلا فوق العاده هستند … اما متاسفانه هیچ کس نمیخواهد آن ها را ببینید و همه به دنبال پیدا کردن دزدها، قاتل ها، متجاوزین و … هستند! شاید یک نفر بگوید پیدا کردن آدم های خوب چه فایده ای دارد؟ من به شما میگویم که حداقل پیدا کردن آدم های خوب این است که می فهمیم ما تنها نیستیم و همین به ما انرژی می دهد. بیایید از همین لحظه این روش را امتحان کنیم. با هم امتحانش میکنیم …



