چرا مردم فقط تماشا میکنند؟
چرا مردم فقط تماشا میکنند؟
? روزهایی بود که صفحه حوادث روزنامهها طرفداران خاصی داشت، اما حالا این عکسها و فیلمهای حوادث و روایتهای شهروندان از حوادث است که بسیار اهمیت یافته است. میتوان از چنین تغییری ذوقزده بود اما نگاهی دقیق نشان میدهد که این گردش آسان و فوری اطلاعات کارکردهای مختلفی دارد که همه آنها خوب نیستند:
• میزانِ خشونتِ در معرضِ دیدِ افراد بیشتر شده است.
• حساسیتِ افراد نسبت به خشونت کمتر و بیتفاوتی بیشتر شده است.
• بازتابِ حادثه از حادثه مهمتر شده است.
✅ دوسرتو، اندیشمند فرانسوی، اصطلاحی طرح کرده تحت عنوان «جامعه تماشایی». به عقیده او جامعه تماشایی که پدیدهای برآمده از تحولات جامعه جدید، محسوب میشود، به جای افزودن بر تعداد کنشگران، پیادهروها را پر میکند و هر روز بر تعداد افرادی که در نمایشگاهها و اماکن مختلف حضور پیدا میکنند، میافزاید. منظور دوسرتو افرادی است که به جای یک کنش هنری و فرهنگی، فقط تماشا میکنند، یا کسانی که خرید را به عنوان یک تفریح در نظر میگیرند نه کاری برای رفع نیازهای اساسی روزانه. در این جامعه، تماشاگری بر هر نوع کنش یا آیین و عادتی مقدم میشود. به عبارت دیگر، تماشا و رسانهای شدن به جای اینکه وسیلهای برای رفتار اجتماعی باشد، تبدیل به هدف میشود.
✅ تجربه جامعه ما و تمام جوامع دیگر نشان میدهد، بالارفتن سطح استفاده از رسانههای جدید، الزاما به بالاتررفتن سطح کنش منجر نمیشود؛ یعنی در جامعهای، افزایش استفاده از رسانههای مجازی، بیشتر منجر به این میشود که شهروندان نظارهگر شوند؛ یعنی دیگر کنش نشان ندهند و تماشاچی شوند. بارها دیدهایم که آنها به جای کمک به حادثه، به فیلم گرفتن و عکس گرفتن مشغول میشوند و بیشتر به این فکر میکنند این حادثه را چگونه به اشتراک بگذارند.
✅ بحث اسلکتویزیم (Slacktivism) سستکوشی یا تنبعالیت، که در عرصه رسانههای جدید مطرح شده برهمین ادبیات استوار است. برای خیلی از شهروندانی که در فضای مجازی حضور دارند، این گمان به وجود آمده است که با حضور در یک شبکه و لایک زدن و کامنت گذاشتن، میتوانند همه چیز را تغییر بدهند. اسلکتیویزیم، فعالیت را در یک فضای منفعلانه و از سر تنبلی شکل میدهد. برخی کاربران، در حال و هوای شبکهای که قرار دارند، گمان میکنند خیلی مؤثر هستند، درحالی که تغییرات در جای دیگری رقم زده میشود.
✅ مردم فکر می کنند با همین کارهای شان در فضای مجازی همه چیز را حل می کنند. ترس حکومت ها از فضای مجازی و شبکه های اجتماعی باعث شده مردم احساس قدرت بیشتری کنند. برای همین می بینیم که در میدان عمل کارها روی زمین می ماند. قدرت مخاطب در فضای مجازی را نمی توان نادیده گرفت اما در مقابل این قدرت نمی تواند بیماری را به بیمارستان برساند یا آتشی را خاموش کند.
✅ حوادث فقط نمود این بی تفاوتی هستند. در همه عرصه ها می بینیم که مخاطب دلش را به همان تنبعالیت مجازی اش خوش می کند. مطالعه اش، تحلیلش، سوادش، واکنشش به رویدادهای فرهنگی، سیاسی و اجتماعی در همین فضا محدود میشود و در عمل اتفاقی نمیافتد.
منبع:یه فنجون


