عینک های واقعیت مجازی و پتانسیل های کمنظیر در انجام کارهای فرهنگی
عینک های واقعیت مجازی و پتانسیل های کمنظیر در انجام کارهای فرهنگی
گروه های حمایت از پناهندگان، در دانشگاه یک غرفه دایر کرده اند با دو عدد عینک واقعیت مجازی.
از مراجعین خواسته میشود یک فیلم دو دقیقه ای را مشاهده کنند.
⭕️ و اما فیلم
?پرده اول:
شما در یک رستوران نشسته اید که یکدفعه یک انفجار صورت میگیرد. یک بمب فرود آمده و پشت سرش یک بمب دیگر. مردم وحشت زده شده اند.
?پرده دوم
در زمان جلو میرویم. مردم در کنار آواره ها به شیون برای از دست دادن عزیزانشان پرداخته اند.
?پرده سوم
شما در کنار سایر جنگ زدگان در پشت یک وانت نشسته اید، صدای تلق و تلوق ماشین شنیده میشود. صدای ایست میشنوید. رسیده اید به یک ایست بازرسی. دختر کنار شما روی وانت خودش را در پتوی مندرسی فروبرده تا گرم تر شود. مجوز عبور از شما خواسته میشود و سگ ها حول شما میچرخند. بو میکشند و به سویتان واق واق میکنند.
?پرده چهارم
بیرون از شهر هستید، این بار شما روی یک برانکارد هستید، هنوز نمیدانید ماجرا از چه قرار است. زاویه دیدتان پایین تر از بقیه است. یک نفر از جلو و یک نفر از پشت سر دو طرف یک برانکارد صحرایی را گرفته اند. دختر بچه ای، با چشم های اشکبار در حالی که گلی در دست دارد، به شما نگاه میکند و چشم هایش را پاک میکند. از دور یک قبر میبینید. بله. شما مرده اید !! شما را میبرند به سمت قبر.
?پرده پنجم
شما درون قبر هستید، به روی شما خاک میریزند.
?پرده ششم
این بار، زندگی یک جانباز را درک میکنید، روی ویلچر هستید و یک نفر ویلچر شما را هل میدهد.
?پرده هفتم
شما در محیطی باز و سر سبز در کنار چادر صحرایی هستید. از محوطه چادرها میروید بیرون. روبروی شهر می ایستید و به آن خیره میشوید. شهری که به خاک و خون کشیده شده و از دور دست پیداست. یک سرباز کانادایی با یونیفرم به سمت شما می آید و دستش را میگذارد روی شانه شما. با او برمیگردید و میشوید پناهنده
?پرده اخر
فیلم تمام شده است. روی صفحه تایپ میشود: “اینها دقایقی از زندگی یک پناهنده بود. از پناهنده ها حمایت کنیم”
?سوادزندگی جدید|سواد فضای مجازی|
| راهحلی برای زندگی هوشمند|



