استفاده غیر ضروری جوانان از فیلتر شکن | خانواده و فضای مجازی
استفاده غیر ضروری جوانان از فیلتر شکن
استفاده غیر ضروری جوانان از فیلتر شکن
فیلترشکن، جوانان و دیوار نامرئی: واقعیت تازه استفاده از اینترنت در ایران
استفاده غیر ضروری جوانان از فیلتر شکن | استفاده از فناوریهای نوین ارتباطی و نرمافزارهای اینترنتی در ایران، سالهاست که نهفقط مسئلهای فنی، بلکه به موضوعی سیاسی، فرهنگی و اجتماعی تبدیل شده است. از زمانی که اینترنت در دهه ۱۳۸۰ در دسترس عموم قرار گرفت، تا امروز که بخش زیادی از زندگی اجتماعی و اقتصادی مردم در بستر دیجیتال جریان دارد، سیاستهای فیلترینگ و محدودسازی، همچنان یکی از بحثبرانگیزترین تصمیمات در حوزه حکمرانی سایبری ایران باقی مانده است.
ده سال پیش، وقتی حسن روحانی در سالگرد نخست دولت خود گفت «دیوار و فیلتر کارساز نیست»، شاید کمتر کسی میدانست که این جمله تا چه اندازه پیشبینیگر واقعیت امروز خواهد بود. اکنون، بنا به آخرین گزارش «انجمن تجارت الکترونیک تهران» و پیمایش ملی «مرکز افکارسنجی ایسپا» (تابستان ۱۴۰۴)، بیش از ۹۳ درصد جوانان زیر ۳۰ سال ایرانی از فیلترشکن استفاده میکنند. در واقع، فیلترشکن از یک ابزار ممنوعه به ابزاری عادی، روزمره و حتی ضروری تبدیل شده است.
اما چرا این اتفاق افتاد؟ آیا استفاده گسترده از فیلترشکن نشانه بیتوجهی نسل جوان به قانون است، یا نتیجه سیاستی است که با واقعیت زیست دیجیتال امروز سازگار نیست؟
فهرست مطالب
بخش نخست: از فیلتر تا فیلترشکن – مسیر پرتناقض سیاستگذاری دیجیتال
فیلترینگ در ایران تاریخی حدود دو دهه دارد. نخستین موج جدی آن در اواخر دهه ۱۳۸۰ و همزمان با گسترش وبلاگها و شبکههای اجتماعی اولیه مانند اورکات و فیسبوک آغاز شد. در آن زمان، هدف اعلامشده «صیانت از ارزشهای فرهنگی و اخلاقی» بود. اما با ظهور پیامرسانهایی مانند تلگرام، اینستاگرام و بعدتر تیکتاک، فیلترینگ شکل پیچیدهتری به خود گرفت؛ دیگر مسئله فقط اخلاق نبود، بلکه کنترل جریان اطلاعات و مدیریت افکار عمومی نیز در مرکز توجه قرار گرفت.
از سال ۱۴۰۱ به بعد، با گسترش اعتراضات اجتماعی، سیاست فیلترینگ شدیدتر شد. تقریباً تمامی پلتفرمهای جهانی از جمله واتساپ و اینستاگرام مسدود شدند. نتیجه اما برعکس بود: نهتنها کاربران از این فضاها خارج نشدند، بلکه بازار فیلترشکنها داغتر از همیشه شد.
بخش دوم: دادههای تازه – وقتی ۹۴ درصد جوانان از فیلترشکن استفاده میکنند
بر اساس گزارش تابستان ۱۴۰۴ انجمن تجارت الکترونیک تهران:
- ۸۶ درصد کل کاربران اینترنت ایران از فیلترشکن استفاده میکنند.
- این عدد در میان جوانان زیر ۳۰ سال به ۹۳٫۸ درصد میرسد.
- پیش از سال ۱۴۰۱، تنها ۳۷ درصد از کاربران فیلترشکن داشتند؛ یعنی در کمتر از سه سال، نرخ استفاده بیش از دو برابر شده است.
- بیش از نیمی از کاربران از چند نوع فیلترشکن همزمان استفاده میکنند، تا در صورت مسدود شدن یکی، دیگری فعال باشد.
از سوی دیگر، یافتههای مرکز پژوهشهای وزارت ورزش و جوانان در سال ۱۳۹۲ نشان میداد که تنها ۶۹ درصد از جوانان از فیلترشکن استفاده میکردند. مقایسه این دو عدد (۶۹ → ۹۴ درصد) نشاندهندهی رشد خیرهکنندهای است که نه با تبلیغ، بلکه در واکنش به محدودیت ایجاد شده است.
جالبتر آنکه، مطابق همین پیمایش، تنها ۴٫۷ درصد جوانان از اینترنت برای مقاصد غیراخلاقی یا غیرضروری استفاده میکنند. در عوض، بیش از ۶۰ درصد از آنان هدف اصلیشان را دسترسی به شبکههای اجتماعی، ارتباط با دوستان و کسبوکارهای آنلاین اعلام کردهاند.
به بیان دیگر، فیلترشکن نه برای «تخلف»، بلکه برای «زندگی عادی در فضای جهانی» به کار میرود.
بخش سوم: چرا فیلترشکن عادی شد؟
پدیدهی عادیسازی فیلترشکن، ریشهای چندوجهی دارد. از منظر اجتماعی، جوانان ایرانی نسلی هستند که در جهانی متصل رشد کردهاند. برای آنان، ارتباط با همنسلان جهانی، دسترسی به اطلاعات بدون مرز و حضور در شبکههای اجتماعی، بخشی از هویت فردی و اجتماعیشان است.
از منظر روانشناختی، محدودسازی دسترسی به فضاهای آزاد، واکنشی معکوس ایجاد میکند: کنجکاوی، مقاومت و احساس بیاعتمادی. پژوهشهای بینالمللی نشان میدهد که سیاستهای سرکوبگرانه در فضای مجازی، معمولاً به افزایش رفتارهای پنهانی، نافرمانی دیجیتال و استفاده از فناوریهای دورزننده منجر میشود.
از منظر فرهنگی نیز، فیلترشکن برای بسیاری از کاربران جوان، نوعی ابزار نمادین آزادی است. حتی کسانی که استفاده خاصی از پلتفرمهای فیلترشده ندارند، گاه صرفاً برای نشان دادن استقلال دیجیتال خود، از فیلترشکن استفاده میکنند.
بخش چهارم: تضاد میان سیاست و واقعیت
اگر سیاست رسمی، مبتنی بر فیلترینگ باشد، ولی اکثریت مردم از فیلترشکن استفاده کنند، نتیجه چیست؟
پاسخ ساده است: قانونی که عملاً اجرا نمیشود، به تدریج بیاعتبار میشود.
از این زاویه، استفاده گسترده از فیلترشکن تنها مسئلهای فنی نیست، بلکه نشانهای از شکاف میان حکمرانی دیجیتال و زیست واقعی شهروندان است. وقتی کاربران حس کنند که سیاستها نه برای رفاه و امنیت آنها، بلکه برای کنترلشان تدوین شده است، اعتمادشان به نهادهای رسمی کاهش مییابد.
در چنین وضعیتی، جوانان نه به پلیس فتا اعتماد میکنند، نه به سرویسهای داخلی. آنها ترجیح میدهند امنیت خود را به نرمافزارهای خارجی، سرورهای ناشناس و کانالهای غیردولتی بسپارند. همین موضوع، به گفته کارشناسان سایبری، ریسک نشت داده و سوءاستفاده اطلاعاتی را به شدت افزایش داده است.
بخش پنجم: پیامدها – از شکاف دیجیتال تا بیاعتمادی نهادی
پیامدهای گسترش استفاده از فیلترشکن، چند لایه دارد:
- شکاف دیجیتال: دسترسی امن به اینترنت، به تدریج طبقاتی میشود. کسانی که فیلترشکنهای پرسرعت و پولی دارند، از آموزش، تجارت و ارتباطات جهانی بهرهمند میشوند، در حالی که اقشار ضعیفتر به اینترنت کند و محدود بسنده میکنند.
- خطرات امنیتی: بسیاری از فیلترشکنها، بهویژه نسخههای رایگان، دادههای کاربران را ذخیره یا به فروش میرسانند. با این حال، کاربران به دلیل نبود گزینهی رسمی، ناچار به استفاده از آنها هستند.
- تضعیف سرویسهای داخلی: در غیاب اعتماد، حتی پلتفرمهای بومی نیز قربانی میشوند. کاربرانی که تجربهی محدودیت و فیلتر دارند، تمایلی به سرمایهگذاری روانی یا اقتصادی در شبکههای داخلی نشان نمیدهند.
- بیاعتمادی نهادی: تجربهی روزمره کاربران دروغهای آشکار تولید میکند: همه میدانند که فیلترشکن ممنوع است، اما همه استفاده میکنند. این تناقض، حس دوگانگی و بیاعتمادی به قانون را در جامعه تقویت میکند.
بخش ششم: تجربههای جهانی – از کره تا فرانسه
سؤال مهم این است: کشورهای دیگر چگونه میان امنیت و آزادی دیجیتال تعادل برقرار کردهاند؟
- کره جنوبی، که یکی از پیشرفتهترین دولتهای دیجیتال است، دسترسی به برخی محتوای مجرمانه را محدود میکند، اما شبکههای اجتماعی جهانی کاملاً آزادند. در عوض، دولت با سرمایهگذاری در آموزش سواد رسانهای، شهروندان را توانمند کرده است تا خود تصمیم بگیرند.
- فرانسه، پس از موج اطلاعات نادرست در انتخابات ۲۰۱۷، بهجای فیلترینگ گسترده، قوانین شفاف «مسئولیت پلتفرم» وضع کرد و با الزام شرکتها به راستیآزمایی محتوا، مسیر میانهای را برگزید.
- ترکیه نیز با وجود تلاش برای کنترل، به تدریج در حال بازنگری سیاستهای خود است، زیرا ممنوعیتهای پیدرپی موجب نارضایتی اقتصادی و افت سرمایهگذاری دیجیتال شد.
درس مشترک همه این کشورها این است که اعتماد، نه ممنوعیت، ستون اصلی امنیت سایبری است.
بخش هفتم: نسل جدید، دیوارهای قدیم
جوانان ایرانی امروز، نسلی هستند که با زبان جهانی فناوری رشد کردهاند. برای آنها اینترنت، صرفاً ابزار سرگرمی نیست؛ مدرسه، بازار، محل کار و میدان گفتوگوی اجتماعیشان در همین فضاست. هر تصمیمی برای محدودسازی این فضا، مستقیماً بر کیفیت زندگی، آموزش و فرصتهای شغلی آنها اثر میگذارد.
در واقع، فیلترینگ گسترده به معنای قطع ارتباط با جهان است، و جوانان این را بهروشنی درک میکنند. ازاینرو، مقاومت دیجیتال به شکلی نرم اما مؤثر ادامه دارد: از اشتراک VPN بین دوستان تا راهاندازی کسبوکارهای کوچک در پلتفرمهای فیلترشده.
بخش هشتم: رسانهها و شکلگیری گفتوگوی تازه
رسانههای مستقل و روزنامهنگاران اجتماعی میتوانند نقش کلیدی در بازتعریف این مسئله داشته باشند. تا زمانی که «استفاده از فیلترشکن» در گفتمان عمومی صرفاً به عنوان تخلف مطرح شود، امکان شکلگیری گفتوگویی واقعبینانه وجود ندارد.
باید پرسید: آیا جوانی که برای برگزاری کلاس زبانش از واتساپ استفاده میکند، قانونشکن است؟ آیا کسبوکاری که از اینستاگرام مشتری میگیرد، مجرم است؟ یا سیاستی اشتباه طراحی شده که راه مشروع را بسته و راه غیررسمی را به رسمیت رسانده است؟
جمعبندی: بازاندیشی در حکمرانی دیجیتال
دادههای جدید بهروشنی نشان میدهد که فیلترشکن دیگر استثناء نیست، بلکه قاعده است.
۹۴ درصد جوانان از آن استفاده میکنند، و این یعنی سیاست فیلترینگ در سطح اجتماعی عملاً شکست خورده است.
با این حال، این شکست میتواند فرصتی برای بازنگری باشد. به جای ادامه سیاستهای «دیوارکشی»، میتوان سه محور راهبردی را در نظر گرفت:
- آموزش و توانمندسازی دیجیتال: بهجای ممنوعیت، آموزش سواد رسانهای، تفکر انتقادی و اخلاق دیجیتال میتواند رفتار کاربران را مسئولانهتر کند.
- ایجاد اینترنت امن و باز داخلی: با افزایش شفافیت، سرعت، و تضمین حریم خصوصی، کاربران به تدریج به خدمات داخلی اعتماد خواهند کرد.
- گفتوگوی اجتماعی درباره آزادی و مسئولیت: رسانهها، دانشگاهها و نهادهای مدنی باید فضای گفتوگویی فراهم کنند که در آن، آزادی بیان، امنیت ملی و حقوق شهروندی نه در تعارض، بلکه در توازن بررسی شوند.
سخن پایانی
در نهایت، تجربه سالهای اخیر نشان میدهد که دیوارهای دیجیتال، حتی اگر بلندتر ساخته شوند، دیر یا زود با یک کلیک پایین میآیند.
جوانان ایرانی در جهانی زندگی میکنند که ارتباط، انتخاب و مشارکت، بخشی از هویت انسانی آنهاست. سیاستهایی که این واقعیت را نادیده میگیرند، در برابر موج تکنولوژی و خواست آزادی دیجیتال، محکوم به فرسایشاند.
بنابراین شاید زمان آن رسیده که بهجای ساختن دیوارهای نامرئی، پلهایی برای اعتماد، گفتوگو و سواد رسانهای بسازیم؛
پلهایی که نه جوانان را از جهان جدا کند، نه جهان را از جوانان ایران
به کانال تلگرامی انجمن خانواده و اینترنت بپیوندید. familyweb@
استفاده غیر ضروری جوانان از فیلتر شکن استفاده غیر ضروری جوانان از فیلتر شکن استفاده غیر ضروری جوانان از فیلتر شکن استفاده غیر ضروری جوانان از فیلتر شکن استفاده غیر ضروری جوانان از فیلتر شکن استفاده غیر ضروری جوانان از فیلتر شکن استفاده غیر ضروری جوانان از فیلتر شکن استفاده غیر ضروری جوانان از فیلتر شکناستفاده غیر ضروری جوانان از فیلتر شکن استفاده غیر ضروری جوانان از فیلتر شکن استفاده غیر ضروری جوانان از فیلتر شکن استفاده غیر ضروری جوانان از فیلتر شکن استفاده غیر ضروری جوانان از فیلتر شکن استفاده غیر ضروری جوانان از فیلتر شکن استفاده غیر ضروری جوانان از فیلتر شکن استفاده غیر ضروری جوانان از فیلتر شکن استفاده غیر ضروری جوانان از فیلتر شکن استفاده غیر ضروری جوانان از فیلتر شکن استفاده غیر ضروری جوانان از فیلتر شکن استفاده غیر ضروری جوانان از فیلتر شکن استفاده غیر ضروری جوانان از فیلتر شکن استفاده غیر ضروری جوانان از فیلتر شکن استفاده غیر ضروری جوانان از فیلتر شکن استفاده غیر ضروری جوانان از فیلتر شکن استفاده غیر ضروری جوانان از فیلتر شکن استفاده غیر ضروری جوانان از فیلتر شکن استفاده غیر ضروری جوانان از فیلتر شکن استفاده غیر ضروری جوانان از فیلتر شکن استفاده غیر ضروری جوانان از فیلتر شکن استفاده غیر ضروری جوانان از فیلتر شکن استفاده غیر ضروری جوانان از فیلتر شکن استفاده غیر ضروری جوانان از فیلتر شکن




