خانواده و اینترنتمقالات

دو شخصیتی شدن | خانواده و فضای مجازی

دو شخصیتی شدن

دو شخصیتی شدن

دو شخصیتی شدن  – فضای سایبری، فضایی است که فرد خود را در موقعیت ها، نقش ها و سبک‌های زندگی متنوع قرار می‌دهد. در فضای سایبر بیش از آن که هویت ظاهری فرد مطرح گردد، درون مایه های افراد بروز می‌کند . مطرح نشدن مشخصات فردی در اینترنت موجب تقویت شخصیت‌های چندگانه در فضای مجازی و رشد و استحکام آن می‌گردد. شخصیت‌های ساخته شده اگر با شخصیت واقعی فرد فاصله زیادی داشته باشد، بحران هویت شکل می‌گیرد

مقدمه

در یک فضای ارتباطی واقعی، افراد با مخاطب قراردادن همدیگر، اطلاعاتی را با توجه به شناختی که از هم دارند، مبادله می‌کنند. اما در فضای مجازی، مانند بازی، کنفرانس از راه دور، انجمن‌های گفتگو، شبکه‌های اجتماعی، صفحات وب شخصی و…، طرفین درگیر می‌توانند اطلاعات درست را از همدیگر پنهان کنند و آدرس‌های نادرست به یکدیگر بدهند، تا نشانی از خود برجای نگذارند.

اینترنت دارای قابلیتی است که به واسطه آن افراد می‌توانند خودهای جدیدی را در دنیاهای تازه بسازند. چنین هویتی ممکن است در دنیای مادی اصلاً وجود خارجی نداشته باشند یا فرد به زعم خودش قادر به دستیابی به آن نباشد. چنین قابلیتی استفاده از فضای مجازی را برای کاربران جذاب‌تر می‌کند. بدین ترتیب، وب به مکانی برای معرفی و نمایش شخصیت فرد تبدیل می‌شود. البته قضیه به همین جا ختم نمی‌شود؛ زیرا امکان دارد که تصویر ارائه شده از سوی یک فرد بر روی وب، توسط دیگران به صورت‌هایی غیر از شکل مورد نظر وی تفسیر شود (اسلوین، ۱۳۸۰، ص.۱۵۶). حتی امکان معرفی خود در سایت‌های مختلف به صورت‌های گوناگون وجود دارد. به طوری که افراد بتوانند در جریان ارتباط‌گیری هویت الکترونیک چند گانه‌ای برای خود بسازند و هر بار خود را به یک صورت نشان دهند. این عمل می‌تواند منجر به از خودبیگانگی و از دست دادن هویت فرد شود، بطوریکه فرد نتواند در دنیای واقعی نیز شخصیت پایداری را برای خود تعریف نماید و هویت او، که یکی از جنبه‌های پیچیده آدمی است، تحت تأثیر قرار می‌گیرد.

هویت چیست؟

هویت به درک و تلقی مردم از این که چه کسی هستند و چه چیزی برایشان معنادار است مربوط می‌شود و به وسیله تشابه‌ها و تفاوت‌هایی که هر کس با دیگران دارد شناخته می‌شود. هویت به اموری مرتبط است که ویژگی‌های زندگی ما را منعکس می‌کند. اموری مثل آداب و رسوم اجتماعی، مذهب، نوع لباس پوشیدن، غذا خوردن، گذران اوقات فراغت و خلق و خوهای مربوط به روابط اجتماعی. هویت منجر به آن می‌شود که افراد بفهمند و برایشان روشن شود “چه کسی هستند؟” و “چه چیزی برای آنها مهم است”. چنین فهمی، از منابعی مثل دین، ملیت، نژاد، جنسیت، طبقه اجتماعی و تمایلات گروهی و قومی نشأت می‌گیرد (عاملی، ۱۳۸۳).

اندیشمندان بسیاری معتقدبه نسبی بودن هویت هستند. برخی اعتقاد دارند که افراد از ابعاد مختلف، دارای هویت‌های متفاوت هستند. یک فرد، می‌تواند یک هویت شغلی، هویت فامیلی و هویت دینی داشته باشد.

در فضای مجازی افراد می‌توانند در حین برقراری ارتباط با دیگران، «هویت الکترونیک چندگانه‌ای» برای خود بسازند و هر بار خود را به یک صورت نشان دهند. لذا هویت اینترنتی یا هویت مجازی با دیدگاه‌های متعارف درباره هویت جور نیست. دیدگاه‌های متعارف درباره هویت آن را مفهومی یکپارچه نشان می‌دهند و تأثیر کلی آن را بر فرد در نظر می‌گیرند. لازم به ذکر است تلویزیون و سایر رسانه‌ها فاقد این ویژگی خاص فضای مجازی‌اند. (معمار، ۱۳۹۱)

شخصیت جعلی با استفاده از ماسک

ماسک یا نقاب، اصطلاح روانشناسی دیگری در این زمینه است. ماسک صورتی است که شخص با آن در اجتماع ظاهر می‌شود و در واقع جامعه این نقاب را به او تحمیل کرده‌ است. هرگاه این نقاب ضخیم شود فرد استقلال شخصی خود را از دست داده و به شکلی که جامعه می‌پسندد در می‌آید. در این حالت، یک فرد نقاب‌های متعددی در ارتباط با افراد گوناگون استفاده می‌کند. مادامی که او از وجود نقاب بر صورت خود آگاه باشد، این نقاب بی‌ضرر بوده و شخصیت فرد سالم است. اما زمانی که فرد تبدیل به آن نقاب یا نقش می‌شود از شخصیت حقیقی خود فاصله گرفته و روان او ناسالم می‌شود (نوربخش مقدم، ۱۳۹۳). در تعریف فرد سالم می‌توان موارد زیر را برشمرد (میگنا، ۱۳۹۱):

  • برای خود ارزش قائل است.
  • هرگز به دنبال تایید یا تحسین دیگران نیست، هر چند تاثیر مثبت تشویق را می‌‌داند.
  • او به دنبال شایعه پراکنی و یاوه‌گویی نیست.
  • گاهی برای مردم عادی مشکل است که او را دوست بدارند چون در برابر آزادی عمل در زندگی اش بسیار سرسخت و مصر است.
  • ساده، صادق و بی ریاست.
  • ……

شخصیت جعلی با استفاده از آواتار

اصطلاح آواتار ریشه در آیین هندوییسم دارد و در زبان سانسکریت به معنای تجلیات گوناگون خداوند یا خدایان متعدد است. آواتار در فضای مجازی، حضوری است که یک شخص از خود به بقیه نشان می‌دهد. این حضور می‌تواند به صورت یک مدل سه‌بعدی (مثل بازی‌های کامپیوتری) باشد یا یک تصویر دوبعدی (عکس یا آیکون) بوده یا یک نام کاربردی باشد که یک بعدی است. این عبارت اولین بار توسط Neal Stephenson در رمان Snow Crash در سال ۱۹۹۲ برای این کاربرد (کامپیوتر) استفاده شد. آواتارها از دهه ۹۰ تاکنون به صورت‌های مختلفی در فروم‌ها، چت‌ها، وبلاگ‌ها، بازی‌های کامپیوتری و … استفاده شده‌اند. به عبارت دیگر آواتار به معنای شخصیتهای مختلف یک فرد، در این فضا است. عکسهای پروفایل افراد در شبکه‌های اجتماعی نمونه‌هایی از آواتار هستند.

مثالی از شخصیت جعلی

زندگی آواتاری می‌تواند خطرات زیادی هم داشته‌ باشد. برای مثال نوجوان ۱۸ ساله‌ای که در حادثه تیراندازی شهر مونیخ آلمان، ده نفر را در یک مرکز خرید به رگبار بست، قبلا پروفایلی جعلی برای خود در فیسبوک ایجاد کرده بود و در آن خود را دختری معرفی کرده و مردم را برای دریافت غذای رایگان در آن فروشگاه دعوت کرده ‌بود. افرادی که خود را بجای مقامات بلندپایه یا هنرمندان مشهور کشوری معرفی کرده و در صفحه منتسب به آنان پست می‌گذارند، نمونه دیگری از پروفایلهای جعلی است که می‌تواند به اعتبار آن فرد لطمه وارد نماید(کریم‌زاده، ۱۳۹۵).

جنبه‌های منفی هویت مجازی

کاربری را در نظر بگیرید که هیچ استعدادی در زمینه شعر ندارد، هیچ کتابی غیر از کتاب‌های درسی‌اش نخوانده، یا هیچ دانش و شناختی از فرهیختگان در زمینه‌های مختلف ندارد. شاید عادات زشت و ناپسندی دارد، یا حتی ممکن است نسبت به خانواده خود یا دوستان خود بداخلاق و پرخاشگر باشد، از سطح تحصیلات بالایی برخوردار نیست یا از جایگاه اجتماعی یا اقتصادی مناسبی برخوردار نمی‌باشد. همین کاربر در دنیای مجازی با یک حساب کاربری جعلی وارد می‌شود و به انتشار مطالب، عکس‌ها و فیلم‌هایی می‌پردازد که او را یک فرهیخته‌ی تحصیلکرده مبادی آداب که از موقعیت اقتصادی مطلوبی برخوردار است و علاقه‌مند به مطالعه کتاب، شعر و ادبیات است و کتابهای زیادی در زمینه‌های مختلف خوانده است، معرفی می‌کند، با همین خصوصیات دوستانی پیدا می‌کند و برای راضی نگه داشتن دوستان جدید و همچنین جبران کمبود‌های دنیای واقعی به این شخصیت دروغین پر و بال می‌دهد و به دروغ‌های خود ادامه می‌دهد. این شخص در ابتدای امر امکان دارد احساس عذاب وجدان و ترس از افشای دروغ‌هایش داشته باشد ولی به مرور زمان و عادت به این شخصیت نه تنها از میزان عذاب وجدانش کاسته می‌شود، بلکه به جعلی بودن اسم، مشخصات و حساب کاربری‌اش خو گرفته، ترس او از افشای واقعیت از بین می‌رود. کاربر، این شخصیت ساختگی را نزدیک به شخصیت آرمانی خود می‌بیند به آن دل بسته و از واقعیت زندگی خود فرار می‌کند و به جای تلاش برای تغییر زندگی واقعی، به شخصیت فضای مجازی خود اکتفا می‌کند. به جای سعی در جبران نداشته‌ها و کمبودهای خود، همه آنها را در فضای مجازی برای خود متصور می‌شود و روحیه تلاش و پشتکار در او به تدریج رو به خاموشی می‌رود. تکرار این موفقیت‌های دروغین و تصورات اشتباه کم‌کم او را به این باور می‌رساند که او واقعا همان کاربر مجازی است. این مسئله باعث می‌شود او هر روز بیشتر از قبل با شخصیت واقعی خود بیگانه شود و در عین حال برخورد با مشکلات و کمبودهای دنیای واقعی او را اذیت کرده و شخص دچار یک جدال بین دو هویت گیر می‌کند که فکر و ذهن او را بیش از پیش درگیر می‌کند. در نتیجه یک شخص با یک شخصیت متزلزل باقی می‌ماند که نداشته‌هایش بیشتر از قبل او را آزار می‌دهد.

برای جوانان و نوجوانان بسیار هیجان انگیز است که بالاتر از سن واقعی‌شان، خود را معرفی کنند و حتی حالات و رفتاری که در واقعیت نمی‌توانند به آن دست یابند، را به شکلی تجربه نمایند. مثلا پسری هجده ساله را در نظر بگیرید که دوست دارد بیست و پنج سالگی را تجربه کند، این فرد با یک هویت جعلی به عنوان پسری بیست و پنج ساله در یکی از شبکه‌های اجتماعی یا صفحات مجازی عضو می‌شود، در آنجا با کاربرهای دیگر وارد رابطه و دوستی می‌شود، تاثیرات زیادی می‌گذارد و تاثیرات زیادی هم متقابلا می‌پذیرد و گاه دچار احساسات خارج از عقل می‌شود و دوست دارد که آن شخصیت مجازی را باور کند و خود واقعی او باشد تا بتواند تعاملات و احساساتی که در دنیای مجازی دارد را در دنیای واقعی هم داشته باشد و ادامه دهد. در این شرایط چون کاربر واقعی یک پسر هجده ساله است که هنوز هیچ جایگاه اجتماعی خاصی ندارد نه یک پسر بیست و پنج ساله، دچار تضاد در شخصیت واقعی و ساختگی می‌شود و چون بخشی از یک سن را زودتر از واقعیت تجربه کرده از نظر روحی و شخصیتی متزلزل می‌شود؛ در واقع این شخص خود را یک فرد با توانایی‌هایی خاص که در فضای مجازی از خود تعریف کرده، می‌بیند و وقتی به واقعیت برمی‌گردد یک انسان هجده ساله است که توانایی انجام خیلی از کارها را ندارد. که این ضربه زیادی به روح این فرد وارد می‌کند چون سیکل رشد او کمی تغییر کرده و دوست دارد در تخیلات زندگی کند تا واقعیت. در نتیجه این باعث می‌شود که روند رشد و پیشرفت او دچار اختلال شود.

در مجموع می‌توان افزایش تعارضات و دوگانگی هویت، تقویت گرایش‌های گریز از مراکز فرهنگی ملی، تاثیرپذیری از ایدئولوژیهای متضاد، تضاد با ارزشها و باورها و تضعیف پیوندهای سنتی را از آسیبهای هویت مجازی دانست.(زارع، بی‌تا)

جنبه‌های مثبت هویت مجازی

بعضی افراد ادعا می‌کنند در فضای مجازی به خود واقعی‌شان نزدیک‌ترند. شاید عواملی مثل ناشناس بودن، نامرئی بودن، عدم بازخوردهای آنی و عدم حضور نهادهای نظارتی باعث شود تا افراد راحت‌تر حرف خود را بزنند. کسی او را نمی‌شناسد پس آزاد است آنچه در اندیشه‌اش می‌گذرد، بی دغدغه به اشتراک بگذارد. کسی حالات چهره او، لکنت زبان احتمالی او و ضعف‌های او را نمی‌بیند، پس راحت‌تر می‌تواند از دل‌ مشغولی‌هایش بگوید. به راحتی می‌تواند از مرزهای جغرافیایی و آشنایی با افراد، جوامع و فرهنگ خاصی را پشت سرگذارد و امکان بیان ایده‌ها به صورت آزادانه را یافته و با ایده‌ها، افکار و سلیقه‌های گوناگون آشنا شود. ترس از بازخوردهای افراد پس از شنیدن بعضی از حرف‌ها هم می‌تواند عاملی باشد که ما در فضای حقیقی از گفتن آن حرف‌ها انصراف دهیم، اما می‌توان همان حرف‌ها را در فضای مجازی نوشت و بازخوردها را ساعت‌ها بعد دریافت کرد و پاسخ دوباره‌ی ما هم به ساعت‌ها بعد موکول شود.(ناجی، بی‌تا) تصور اینکه نهاد نظارتی و یا پلیس در فضای مجازی حضور ندارد و شخص می‌تواند حرف‌های خارج از چارچوب قوانین بزند، به رو کردن چهره واقعی افراد در این فضا کمک می‌کند، هرچند این تصور غلط باشد (زارع، ۱۳۹۴).

شناسه مجازی هم تعریفی در جهت مثبت و در مقابل شخصیت مجازی است. این تعریف هم برای کمک به کسانی است که در زندگی واقعی، توانایی شرکت در گفتگو و یا برقراری ارتباطات را ندارند و با استفاده از شناسه‌ای متفاوت، در فضای مجازی وارد شده، از فرصت مجازی بودن آن، برای مقابله با ناتوانی خود استفاده می‌کنند. شناسه مجازی، برای چنین افرادی، احساس امنیت، عزت نفس و روابط اجتماعی بالاتری را ایجاد می‌کند. هرچند عضو بودن این افراد گمنامی که روش پر کردن پروفایلشان، تابع هیچ نوع قانون اخلاقی نیست، برای بعضی از شبکه‌های اجتماعی نامطلوب است و آمار صحت داده‌های آنان را کاهش می‌دهد.

نتیجه گیری

فضای مجازی، اجازه می‌دهد تا طرفین یک ارتباط، کم‌ترین اطلاعات درست را در اختیار هم بگذارند تا نشانی از خود برجای نگذارند. از این روست که هویت آدمی، که یکی از جنبه های پیچیده آدمی است، تحت تأثیر قرار می گیرد.

فرد به واسطه امکان تغییر در هویت واقعی در فضای مجازی با معانی و هویت جدیدی رو به رو می‌شود که ساخته خود اوست و همزمان در کنار هویت واقعی قرار ‌می‌گیرد. در صورتی که این دو هویت از یکدیگر فاصله زیادی داشته باشند، به خصوص که فرد بتواند به واسطه هویت مجازی برخی اعمال خلاف هنجار اجتماعی را انجام دهد، بحران هویت مجازی شکل می‌گیرد.

بیشترین چیزی که در هر گرایش روانشناسی در مورد آن صحبت می‌شود، عزت نفس است. بالا بردن عزت نفس و اعتماد به نفس در خود و فرزندانمان سبب می‌شود که در هر فضایی چه مجازی و چه حقیقی شخصیت واقعی خود را به نمایش بگذاریم. ممکن است از نام جعلی استفاده کنیم ولی از شخصیت جعلی نه.

وجود شخصیتهای متفاوت در فضای مجازی، سرعت بالای تبادل اطلاعات و …. و ویژگی‌های خوب و بدی که این فضا در اختیار ما قرار می‌دهد باید در ارتقاء شخصیت حقیقی ما کمک کند. باید از این ویژگی‌ها استفاده نمود و بدیها را از خود دور کرد، نه آنکه به کمک این فضا آنها را مخفی نمود، چراکه بالاخره ماه پشت ابر نمی‌ماند. بیاییم با مطالعه و آگاهی از نقاط قوت و ضعف فضای مجازی سعی کنیم بیشترین سود و کم‌ترین ضرر از این فضا را داشته باشیم، نقاط مثبت را قوت ببخشیم و نقاط ضعف و منفی را تضعیف کنیم.

نویسنده: خانم مطهره میرشکاری

منبع:سامانه ملی کودک و اینترنت ceop.ir

به کانال تلگرامی انجمن خانواده و اینترنت بپیوندید. familyweb@

 

دو شخصیتی شدن دو شخصیتی شدن دو شخصیتی شدن دو شخصیتی شدن دو شخصیتی شدن دو شخصیتی شدن دو شخصیتی شدن دو شخصیتی شدن دو شخصیتی شدن دو شخصیتی شدن دو شخصیتی شدن دو شخصیتی شدن دو شخصیتی شدن دو شخصیتی شدن دو شخصیتی شدن دو شخصیتی شدن دو شخصیتی شدن دو شخصیتی شدن دو شخصیتی شدن دو شخصیتی شدن دو شخصیتی شدن دو شخصیتی شدن دو شخصیتی شدن دو شخصیتی شدن دو شخصیتی شدن دو شخصیتی شدن دو شخصیتی شدن دو شخصیتی شدن دو شخصیتی شدن دو شخصیتی شدن دو شخصیتی شدن دو شخصیتی شدن دو شخصیتی شدن دو شخصیتی شدن دو شخصیتی شدن دو شخصیتی شدن دو شخصیتی شدن دو شخصیتی شدن دو شخصیتی شدن

مطالب مشابه

بستن