Search
سه شنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۵
  • :
  • :

شبکه‏ های اجتماعی و بحران هویت | خانواده و فضای مجازی

شبکه‏ های اجتماعی و بحران هویت

شبکه‏ های اجتماعی و بحران هویت – مطالعات و تحقیقات اجتماعی در ایران

چکیده

فضای مجازیِ شبکه­های اجتماعی اینترنتی یکی از مهم­ترین ابزارها برای نمود یافتن اثرات جهانی‌شدن است. این فضای­ مجازی عرصه وسیعی از اطلاعات و نمود­های مختلف معنایی را ایجاد می­کند. افراد در مواجهه با این فضا و تکثر منابع در ساخت هویت، دچار تعلیق (به معنی معلق بودن و سردرگمی) می‏شوند. از بین رفتن زمان و مکان و نقش بیشتر فضا در دنیای مجازی تجلی آشکاری دارد. افراد در مواجهه با این فضای دوم، بنیان­های هویت خود را متزلزل می­بینند و دچار تردید و اضطراب می­شوند. اگرچه شبکه­های اجتماعی مجازی در فرایند ارتباطات می­توانند دارای تأثیرات مثبت و منفی باشند، پژوهش حاضر تنها بر جنبه‌های بحران­زای این فرایند تأکید کرده است و یکی از آثار فضای مجازی شبکه­های اجتماعی را در جوامع، به خصوص جوامع درحال گذار، ایجاد بحران هویت ملی و دینی می‏داند.

یافته‌های پژوهش نشان می­دهد که براساس یک تقسیم­بندی نسلی، نسل سوم بیشترین کاربران فضای مجازی در ایران بوده و بیش از نسل­های دیگر در معرض آثار ناشی از شبکه‏های اجتماعی مجازی‌اند. فضای مجازی نوعی از بحران هویت را در میان طیف گسترده­ای از جوانان به‌وجود آورده و این بحران هویت در زمینه­های فردی ناهمگونی­های هویتی را سبب شده و به نحوی تعادل اجتماعی را متأثر کرده است. همچنین شبکه­های اجتماعی مجازی، باعث تغییرات اساسی در نهادهای هویت‌ساز شده­اند و عوامل معناساز هویتی را دستخوش تغییر نموده‌اند.

 

بیان مسئله

جوامع مختلف تحت تاثیر تحولات بسیار عظیم علمی- تکنولوژیک به سمت جامعه اطلاعاتی یا جامعه شبکه­ای در حال حرکت­اند. جامعه شبکه­ای، جامعه­ای است که ساختار آن متاثر از فناوری است. در جامعه شبکه­ای، جوامع با چالش­هایی چون نابرابری اجتماعی، هویت­های جدید، تمایزپذیری و شالوده­شکنی نهادهایی نظیر دولت، و فرصت­هایی چون نقش اینترنت و شبکه­های اجتماعی در پژوهش، خلاقیت، تعامل و همزیستی جهانی، شکل­گیری هویت سیال و غیره رو به ­رو شده­اند. به نظر می­رسد به علت وجود این چالش­ها انسجام اجتماعی و هویتی در جامعه اطلاعاتی و به خصوص در کشورهای در حال توسعه مانند ایران متزلزل شده است. فرایند جهانی شدن با گسترش قلمرو روابط زندگی اجتماعی دنیای اجتماعی افراد را بسیار بزرگتر می­کند و احساس کنترل­ناپذیر شدن چنین دنیایی را در آنها به‌وجود می­آورد.

شبکه­های اجتماعی مجازی به لحاظ عمومیت یافتن در میان کاربران و با گستره وسیع جغرافیایی در درون مرزهای ملی، تبدیل شدن به یک ارتباط خصوصی و شخصی و فارغ بودن از هر نوع کنترل از سوی مراجع قدرت، به‌وسیله­ای بی‌بدیل در عرصه ارتباطات تبدیل شده‌اند و زمینه­های تاثیرگذاری خارج از کنترل دولت­ها و نهادهای قدرت را در جوامع به‌وجود آورده‌اند.

مفهوم بحران هویت ناشی از شرایط جدید فضای دو جهانی شده کنونی است. از مهم­ترین عوامل بروز بحران هویت در جوامع فعلی، گسترش صنعت ارتباطات و به‌ویژه فضای مجازی اینرنت و شبکه­های اجتماعی سایبری است. اینترنت و شبکه‌های اجتماعی که آزادترین محیطی است که بشر تا به امروز با آن مواجه بوده، منابع هویت­ساز سنتی و معمول در جوامع را تضعیف و کارکرد آنها را با دشواری رو به­رو کرده است. این بحران فقط به کشورهای جهان سوم و درحال توسعه محدود نبوده و نخواهد بود­؛ به‌طوری که در جهان امروز هیچ جامعه­ای نمی­تواند ادعا کند که از تأثیرات ناشی از این بحران در امان خواهد بود.

شبکه‏ های اجتماعی و بحران هویت

شبکه‏ های اجتماعی و بحران هویت

هویت­های دینی و ملی در ایران امروز، هر یک به گونه­ای، با نوعی از بحران هویت مواجه‏اند. پژوهش حاضر در صدد پاسخ به این سوال: نسبت میان فضای مجازی شبکه­های اجتماعی و بحران هویت اجتماعی چیست؟ همچنین بررس این مسئله است که هویت­های ملی و دینی در ایران امروز با چه نوع بحران هویتی مواجه هستند؟ تاثیر فضای مجازی شبکه­‌های اجتماعی بر هویت در مفهوم گسترده خود به‌رغم انکارناپذیر بودن آن، صرفاً در نوع، میزان و تأثیر مثبت یا منفی آن محل مناقشه نظری است و این‌که این تاثیر و تغییر هویت به چه نحو خواهد بود، هنوز پاسخ روشنی برای آن وجود ندارد. به نظر می­رسد دوران کنونی، دوران بلاتکلیفی در فرجام این فرایند است.­ با این وصف، امکان دارد وقوع چندگانگی و شکاف­های هویتی در درون جامعه ایران به نوعی از بحران هویت بینجامد. این مسئله در کشورهای دارای فناوری­های ضعیف ارتباطی کم قدرت­، وضعیتی متفاوت دارد و این کشورها با تأثیرپذیری بیشتر و تأثیرگذاری کمتر، بیشتر در معرض بحران هویت قرار دارند.

فرضیه پژوهش حاضر نیز بر این اساس است که: شبکه­های اجتماعی از طریق جهانی‌سازی شبکه ارتباط و تعاملات ناشی از آن، موجب تغییر در نظام ارزشی، هنجاری و نگرش نسل سوم، و زمینه­ساز بحران هویت در سطوح مختلف شده است. در پژوهش حاضر، از نظریات حوزه بحران، بحران هویت با تکیه بر نظریات لوسین پای[۴] و دیدگاه مانوئل کاستلز[۵]­در مورد آثار گسترش فناوری‌های نوین اطلاعاتی و ارتباطی بر زندگی اجتماعی استفاده شده است. روش مطالعه در این نوشتار، بهره­گیری از استدلال­های نظری و نیز متکی بر برخی شواهد تجربی از سایر تحقیقات صورت گرفته می­باشد.

تعریف مفاهیم

شبکه‌های اجتماعی مجازی

اصطلاح شبکه‌های اجتماعی را برای نخستین بار چی‌ای‌بارنز[۶] در سال ۱۹۵۴ طرح کرد و از آن پس به‌سرعت به شیوه‌ای کلیدی در تحقیقات و مطالعات بدل گشت. در تئوری شبکه اجتماعی سنتی، یک شبکه اجتماعی به این صورت تعریف می­شود که یک مجموعه­ای از نهادهای اجتماعی که شامل مردم و سازمان­ها که به‌وسیله مجموعه­ای از روابط معنی­دار اجتماعی به‌هم متصل­اند و با هم در به اشتراک‌گذاشتن ارزش­ها تعامل دارند.­ شکل سنتی خدمت شبکه اجتماعی بر انواع روابط هم‌چون دوستی­ها و روابط چهره به چهره متمرکز است اما خدمات شبکه اجتماعی امروزه بیشتر بر جامعه مجازی آنلاین و ارتباطات کامپیوتر واسط متمرکز است.

شبکه‌های اجتماعی اینترنتی پایگاه یا مجموعه پایگاه‌هایی هستند که امکانی فراهم می‌آورد تا کاربران بتوانند علاقه‌مندی‌ها، افکار و فعالیت‌های خودشان را با دیگران به اشتراک بگذارند و دیگران هم این افکار و فعالیت‌ها را با آنان سهیم شوند. یک شبکه اجتماعی، مجموعه­ای از سرویس­های مبتی بر وب است که این امکان را برای اشخاص فراهم می‌آورد که توصیفات عمومی یا خصوصی برای خود ایجاد کنند، یا با دیگر اعضای شبکه ارتباط برقرار کنند، منابع خود را با آن‌ها به اشتراک بگذارند و از میان توصیفات عمومی دیگر افراد، برای یافتن اتصالات جدید استفاده کنند (بوید و الیسون، ۲۰۰۷: ۲۱۲). به‌طور کلی در تعریف شبکه­های اجتماعی می­توان گفت شبکه­های اجتماعی سایت­هایی هستند که از یک سایت ساده مانند موتور جستجوگر با اضافه شدن امکاناتی مانند چت و ایمیل و امکانات دیگر خاصیت اشتراک­گذاری را به کاربران خود ارائه می­دهند. شبکه­های اجتماعی، محل گردهمایی صدها میلیون کاربر اینترنت است که بدون توجه به مرز، زبان، جنس و فرهنگ، به تعامل و تبادل اطلاعات می‏پردازند. در واقع شبکه­های اجتماعی برای افزایش و تقویت تعاملات اجتماعی در فضای مجازی طراحی شده­اند. به طور کلی از طریق اطلاعاتی که بر روی پروفایل افراد قرار می­گیرد مانند عکس کاربر، اطلاعات شخصی و علایق (که همه این­ها اطلاعاتی را در خصوص هویت فرد فراهم می­آورد) برقراری ارتباط تسهیل می‌گردد. کاربران می‌توانند پروفایل­های دیگران را ببینند و از طریق برنامه­های کاربردی مختلف مانند ایمیل و چت با یکدیگر ارتباط برقرار کنند (پمپک[۷] و همکاران، ۲۰۰۹: ۲۲۸).

هویت

دو معنای اصلی هویت، تمایز و تشابه مطلق است. جنکینز (۱۳۹۱: ۵) هویت را این‌گونه تعریف می‌کند: هویت ریشه در زبان لاتین و دو معنای اصلی دارد. اولین معنای آن مفهوم تشابه مطلق را بیان می‌کند؛ این با آن مشابه است. معنای دوم آن تمایز است که با مرور زمان سازگاری و تداوم را فرض می­گیرد. به این ترتیب، به مفهوم شباهت از دو زاویه مختلف راه می‌یابد. مفهوم هویت، همزمان میان افراد یا اشیاء دو نسبت محتمل برقرار می‌سازد؛ شباهت و تفاوت. هویت داشتن یعنی یگانه بودن، ولی از دو جنبه متفاوت: همانند دیگران بودن در طبقه خود و همانند خود بودن در گذر زمان.

مفهوم هویت در جامعه‌شناسی مفهومی چندبعدی است و می‌توان به چند طریق درباره آن بحث کرد. به بیان کلی، هویت به درک و تلقی مردم از این که چه کسی هستند و چه چیزی برایشان معنادار است مربوط می‌شود. این درک و تلقی در پیوند با خصوصیات معینی شکل می‌گیرد که بر سایر منابع معنایی الویت دارند. جامعه‌شناسان اغلب از دو نوع هویت سخن می‌گویند: هویت اجتماعی و هویت شخصی. این شکل‌های هویت فقط از نظر تحلیلی از هم جدا و متمایز می‌شوند اما در واقع پیوند تنگاتنگی با یکدیگر دارند.

هویت اجتماعی به معنای ویژگی‌هایی است که از طرف دیگران به یک فرد نسبت داده می‌شود. این ویژگی‌ها را می‌توان نشانه‌هایی تلقی کرد که نشان می‌دهند هر شخص معینی، اساساً چه کسی است. در عین حال، این ویژگی‌ها شخص مذکور را به افراد دیگری مربوط می‌کند که همین خصوصیات و کیفیات را دارند. همچنین هویت‌های اجتماعی بعد جمعی دارند. آن‌ها مشخص می‌کنند که افراد چگونه و از چه نظر «شبیه» دیگران هستند. اگر هویت‌های اجتماعی نشان‌دهنده شیوه‌های همسانی افراد با دیگران هستند، هویت شخصی، ما را به‌عنوان افرادی جدا و مجزا از یکدیگر متمایز می‌کند. هویت شخصی به معنای رشد و تکوین شخصی است که از طریق آن ما معنای یگانه و منحصر به‌فردی از خویشتن‌مان و مناسبت‌مان با جهان پیرامون خود خلق می‌کنیم (گیدنز، ۱۳۸۶: ۴۶).

با توجه تعاریف صورت گرفته از هویت، می‌توان نتیجه گرفت که هویت برساخته‌ای اجتماعی است. کیفیتی ثابت یا ذاتی نیست، بلکه ساخته می‌شود و سپس در تعامل با دیگران تغییر می‌کند. دوم این‌‌که هویت توأم با احساس تعلق است. جزء ذاتی این‌که بدانیم چه کسی هستیم عضویت در گروه یا گروه‌های اجتماعی است که از اعضای شبیه به یکدیگر تشکیل شده‌اند. سوم این‌که مسئله هویت به تفاوت ما با دیگران نیز مربوط می‌شود. بخشی از دانستن این‌که چه کسی هستیم‌ دانستن این است که چه کسی نیستیم. چهارم، از آن‌جا که هویت اکتسابی است انعطاف‌پذیر نیز هست و در برخی از جوامع انعطاف‌پذیرتر از برخی دیگر است.

هویت در سطوح و ابعاد مختلف واکاوی شده است.‌ هویت ملی، هویت دینی، هویت جهانی و مواردی از این قبیل. هنگامی که از هویت دینی سخن به میان می­آید، در واقع به ابعاد کارکردی و عینی دین اشاره می­شود. هویت دینی آن احساس خاصی است که پیروان یک دین را به یکدیگر پیوند می­دهد و ایشان را در تعلق‌شان به یک هویت جمعی تعریف می­کند (گزارش راهبردی، ۱۳۸۵: ۱۴).

در واقع، هویت دینی به میزان شناخت فرد از تعلق و ارتباطش نسبت به دینی خاص و پیامدهای ارزشی مثبتی که فرد برای این تعلق و ارتباط قائل است و بالاخره احساسات خاص فرد نسبت به آن دین و نسبت به دیگرانی که مثل او رابطه‌ای مشابه با آن دین دارند، تعریف شده است. به بیان دیگر هویت دینی عبارت است از: تعریف شخص از خود براساس داشتن تعلق نسبت به دینی خاص به همراه ملاحظات ارزشی و احساسی مترتب با آن.

هویت ملی را می‌توان نوعی احساس تعلق به ملتی خاص دانست. ملتی که نمادها، سنت‌ها، مکان‌های مقدس، آداب و رسوم، قهرمانان تاریخی و فرهنگ و سرزمین معین دارد. هویت ملی یعنی احساس تعلق به گروهی از انسان‌ها، به‌واسطه اشتراک داشتن در برخی عناصر فرهنگی و شبه‌فرهنگی (حاجیانی، ۱۳۸۸: ۳۶۱). اسمیت هویت ملی را بازتولید و بازتغییر پایدار ارزش‌ها، نمادها، خاطرات، افسانه‌ها و سنت‌ها می‌داند که عناصر تمایزبخش هر ملتی هستند. هویت ملی عبارت است از نوعی احساس تعلق فرهنگ‌محور، تمایزآفرین و تداوم‌بخش به یک ملت که دولت و گفتمان‌های مسلط با بهره‌برداری از منابعی معین آن‌را به‌‌وجود آورده و حفظ و تعریف می‌کند. وی اضافه می‌کند که هسته هویت ملی تداوم و تمایز است. در جایی دیگر اشاره شده که هویت ملی فرایند پاسخ‌گویی آگاهانه یک ملت به پرسش‌های پیرامون خود، گذشته، کیفیت، زمان تعلق، خاستگاه اصلی، حوزه تمدنی، جایگاه سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و ارزش‌های مهم از هویت تاریخی خود است (گودرزی، ۱۳۸۴: ۱۰۵).

هویت ملی از تعلق فرد به یک سرزمین و دولت ملی یا به‌عبارتی به کشور خاصی سرچشمه می‌گیرد. به‌بیان دیگر، هویت ملی به معنای احساس همبستگی با کل اعضای ساکن در یک چارچوب سرزمینی مشترک است. به‌طوری که نسبت به موجودیت کل آن آگاهی و به آن احساس وفاداری دارند.

­بحران هویت

بی­تردید یکی از مسائل عمده­ای که در سال­های بعد از انقلاب به ویژه در سال­های اخیر مسئولان مطرح کرده­اند مسئله بحران هویت است. زمانی که فرد یا جامعه از عناصر هویت­ساز خویش مانند دین، زبان، نژاد، قومیت و فرهنگ آگاهی نداشته باشد و یا عناصر هویتی جایگاه خود را به عنوان شاخص­های شناخت یک جامعه از دست بدهد و عناصر دیگر نیز به جای آنها شناخته نشده باشد، فرد یا جامعه با بحران هویتی مواجه می­شود. با این اوصاف فرد برای خروج از این بحران بایستی به یافتن ارزش­های مثبت و پایدار در فرهنگ، مذهب یا ایدئولوژی خود بگردد تا از درهم ریختگی و اختلال هویت که دائماً در رنج و عذاب است، رهانیده شود و هویت اصیل خویش را باز یابد.

آن‌چه امروزه بر اهمیت این بحران در جوامعی شبیه ایران افزوده، ناشی از عوامل بحران­زای فرایندهای ارتباطی است. در سه دهه اخیر، مجموعه­ای از مفاهیم در خصوص بحران هویت در سطح خرد تا ملی و سطح جهانی به‌وجود آمده است. این مباحث درحال حاضر به طور یک‌پارچه با عنوان بحران هویت مطرح می­شود.

از نظر بایندر، بحران هویت بر مبنای ذهنی، ولی نه همواره احساسی به عضویت در یک جامعه سیاسی اشاره دارد. ابتدایی­ترین عوامل بحران­ساز هویتی از تنش بین مفاهیم فرهنگی و روانشناختی، هویت شخصی، گروهی، تعریف سیاسی جامعه، ایستارها و ارز­ش­های حاکم و تناقض­های حاکم و تناقض­های پیش آمده از هویت ذهنی و سایر هویت‌ها ناشی می­شود. مشکل هویت در جوامع مختلف با روش­های متفاوت بروز کرده و امروزه به یک نگرانی جدی در حوز­ه سیاست تبدیل شده است. به اعتقاد بایندر­، بحران هویت ضرورتا، بحران یک کشور نیست، بلکه بحران عصر ماست (پای و دیگران، ۱۳۸۰: ۹۳-۹۲). به هر ترتیب، جوامع امروزی در فرایند گذار خود از بحران­های متعددی، از جمله مشارکت، مشروعیت، توزیع، نفوذ و هویت عبور می­کنند. نکته حائز اهمیت، پیچیدگی این بحران در دوره پساصنعتی است. این دوران با خصوصیات خاص خود که ناشی از فرایندهای ارتباطی نوین است، نوع جدیدی از بحران هویت را پیش روی جوامع (مانند ایران) قرار داده است. بحران هویت وقتی رخ می­دهد که یک جامعه در یابد که آن‌چه تا کنون به‌طور دربست و بی­چون و چرا به عنوان تعاریف فیزیکی و روانشناسانه «خودجمعی»­اش پذیرفته است، تحت شرایط تاریخی جدید، دیگر قابل پذیرش نیست.­ از طرف دیگر، نیروهای تدریجی و غیرمهیجی، مانند گسترش ارتباطات جهانی، می­تواند بنیان هویت یک جامعه سابقاً منزوی را از طریق آگاه­سازی مردم آن جامعه از یک دنیای کاملاً نوین از لحاظ کنش سیاسی، متزلزل سازند.

امروزه، در عرصه جامعه شناسی بحران هویت مسئله­ای اجتماعی تلقی می­شود. جامعه­شناسانی، مثل کاستلز این پدیده را در پرتو جهانی­شدن که نتیجه توسعه ارتباطات انسانی است بررسی کرده­ا­ند. با وجود این‌که بسیاری از جامعه‌شناسان این پدیده را جهانی می­نامند، واضح است که آثار و تبعات این پدیده در کشورهای مختلف، متفاوت است.

فضای مجازی و هویت

اینترنت دارای قابلیتی است که به‌‌واسطه آن افراد می‌توانند خودهای جدیدی را در دنیاهای جدید بسازند. این امور ممکن است در دنیای مادی اصلاً وجود خارجی نداشته باشند یا فرد به‌زعم خودش قادر به دستیابی به آن نباشد. این‌ها استفاده از فضای مجازی را برای کاربران جذاب‌تر می‌کند. بدین ترتیب، وب به مکانی برای معرفی و نمایش شخصیت فرد تبدیل می‌شود. البته قضیه به همین جا ختم نمی‌شود؛ زیرا امکان دارد که تصویر ارائه‌شده از سوی یک فرد بر روی وب، توسط دیگران به صورت‌هایی غیر از شکل مورد نظر وی تفسیر شود (اسلوین، ۱۳۸۰: ۱۵۶). حتی امکان معرفی خود در سایت‌های مختلف به صورت‌های گوناگون وجود دارد. به‌ طوری که افراد بتوانند در جربان ارتباط‌گیری «هویت الکترونیک چندگانه‌ای» برای خود بسازند و هر بار خود را به یک صورت نشان دهند. تلویزیون و سایر رسانه‌ها فاقد این ویژگی خاص فضای مجازی‌اند. در مجموع، هویت اینترنتی یا هویت مجازی با دیدگاه‌های متعارف درباره هویت جور نیست. دیدگاه‌های متعارف درباره هویت‌ به دنبال کلیت‌سازی درباره مفهوم هویت و یکپارچه نشان دادن آن هستند و تأثیر کلی آن‌را بر فرد در نظر می‌گیرند (بل، ۲۰۰۱: ۱۱۴). اما با این اوصاف در فضای مجازی استفاده از چنین تعاریفی برای هویت دشوار می‌شود و با گسترده‌تر شدن مرزهای هویتی، مرزبندی هویت واقعی و تخیلی در اینترنت مخدوش می‌شود.

به هر حال، اینترنت و شبکه‌های اجتماعی اینترنتی محصول درهم شکستگی هستی‌شناختی و پیچیده‌تر شدن فزاینده تفاوت‌های فردی هستند و با آن سنخیت تام دارند. امروزه حتی اعضای خانواده‌ها و همسایگان نیز به‌ندرت معنای واحدی از هویت در ذهن دارند. این امر تشخیص اصالت‌ها را روز به روز دشوارتر می‌سازد. آلن تورن[۸] به خوبی این شرایط به ظاهر تناقض‌آمیز انسانی را توصیف کرده است: «ما در سکوت زندگی می‌کنیم، در شلوغی به سر می‌بریم، منزوی هستیم، در دریای خلق گم شده‌ایم» (تورن، ۱۳۸۰: ۱۶۰). از این حیث، هویت مجازی را می‌توان با فرایند اساساً مدرن تشکیل هویت به‌وسیله خویشتن و رسیدن به فهمی از خود و هویت‌یابی مربوط دانست.

فرد در دوره مدرنیته از جا کنده می‌شود و اضطراب‌های وی افزایش پیدا می‌کند. اینترنت نه تنها این وضع را متحول کرد؛ بلکه به آن شدت بخشید. در این‌جا ساختار و فردیت به هم می‌رسند و تواماً مهمترین جنبه پست‌مدرنیستی اینترنت را می‌سازند. امکانات موجود برای انتخاب انواع متفاوت خروجی‌های اینترنت نه تنها فردیت کاربران را تقویت می‌کند؛ بلکه موجب تکثر بیشتر می‌شود. در عین حال، همزمان با افزایش میزان تفاوت‌ها در اثر رشد استفاده عمومی از اینترنت، جهان‌بینی‌های افراد واگراتر[۹] می‌‌شود (گیبینز و ریمر، ۱۳۸۸: ۷۸). اینترنت شبیه یک بازار ارتباطی است و همین به تکثر هویتی و رشد فردیت کمک می‌کند و اشکال ابراز وجود شخصی را متنوع‌تر می‌کند، اما در عین حال نمی‌توان از این ایراد چشم‌پوشی کرد که وسایل ارتباطی به‌تدریج نقش فزاینده‌ای در سست کردن انسجام اجتماعات واقعی و ذره‌ای کردن جوامع انسانی دارد. همچنین اینترنت باعث رشد یک فرهنگ شخصی‌ شده و حاصل تخیلات و تصورات و پندارهای فردی است. این امر به قیمت کاهش نفوذ کلیت‌های سیاسی بر هویت‌سازی‌های فردی تمام می‌شود و می‌تواند به شکل‌گیری منابع جدید هویتی بیانجامد (معینی‌علمداری، ۱۳۸۴: ۱۱۶- ۱۱۵).

علاوه بر اینترنت، شبکه‌های اجتماعی مجازی هم‌چون فیس‌بوک، به دنبال ایجاد جوامع مجازی هستند. این جوامع مجازی بر اساس ساختار و تعاریف خود به‌طبع دارای ارزش‌های مختلف فرهنگی، سیاسی و اجتماعی هستند. به‌طوری که این جوامع مجازی توانسته‌اند مفاهیمی چون «دوست»، «ارتباط»، «خانواده»، «هویت» و حتی مسائلی جزئی مانند نحوه احوال‌پرسی کردن را بازتعریف کنند. اگرچه کاربران خود در شکل‌دهی این جوامع نقش چشمگیری ایفا می‌کنند اما قوانین این جوامع مجازی و گفتمان حاکم بر آنان در تأثیرگذاری و شکل‌دهی هویت اعضای خود نقش مهمی ایفا می‌کنند.

ابتدایی‌ترین تأثیر شبکه‌های اجتماعی اینترنتی بر کاربران این است که هویت فعلی او را به چالش می‌کشند؛ ابتدا کاربر را از خود واقعی تهی می‌کنند و سپس به او فرصت می‌دهند خود ایده‌آلش را بروز دهد، در حالی که به‌طور ناخودآگاه، این خود جدید در فضای گفتمانی شبکه‌های اجتماعی برساخته شده است. شبکه‌های اجتماعی صحنه‌ای فراهم می‌آورند که کاربران می‌توانند از هر جنسیت، سن، طبقه اجتماعی، نژاد و قومیتی که باشند، در آن ظاهر شوند و نقش دلخواه خود را بازی کنند. در این سطح، شبکه‌های اجتماعی مجازی، کاربر را به هویتی فردمدارشده[۱۰] ‌با مشخصات منحصر به فرد سوق می‌دهند. در واقع با شبکه‌های اجتماعی مجازی این قابلیت به فرد داده می‌شود تا خود را هر گونه که می‌خواهد، فراتر از هویت واقعی خود در جهان فیزیکی بازتعریف و روایت کند. بنابراین، با قبول این فرض که شبکه‌های اجتماعی اینترنتی در درون جامعه مصرفی خلق شده‌اند، خود منشأ بازتولید مکرر چنین جامعه‌ای می‌شوند.

ریچارد بارتل[۱۱] (۲۰۰۴: ۱۶۴) این‌گونه استدلال می‌کند که دنیاهای مجازی برای مردم آیینه‌ای را فراهم می‌آورند که هر چه فرد تصویر خود را در آن مأنوس‌تر با خود واقعی یا ایده‌آلش بیابد، بیشتر با آن ارتباط برقرار می‌کند. در واقع، راز موفقیت و جذب کاربر برای وب‌سایت‌های عمده این است که کاربر خود را در آیینه جهان مجازی پیش رویش ببیند. بدین ترتیب، در باب هویت در دنیای مجازی، مسئله این است که کاربر چه میزان انعکاس تصویر خود را در این آیینه می‌پسندد.

زمانی این تلقی وجود داشت که هویت افراد در فضای مجازی، هویتی ناشناخته و چندگانه است، اما اکنون کاربران ادامه هویت تعریف‌شده خود در فضای مجازی را به‌صورت آفلاین پی می‌گیرند و یا در فعالیت‌های آفلاین در بسیاری از مواقع برای خود نام و نشان تعریف می‌کنند و با آن همزادپنداری زیادی دارند. بنابراین، معادلات پیشین هویت دچار تحول شده است. بدین ترتیب، بازتعریف هویت فردی و اجتماعی در فضای مجازی در ابعاد گوناگون قابل بررسی است. در این فضا، همگرایی جامعه مصرفی و تخصص حرفه‌ای تولیدکنندگان و تجار به بازآفرینی مفاهیم انسانی چون بلوغ، سن و مراحل مختلف زندگی انجامیده است. شاید این تعجب‌برانگیز باشد که مفاهیم انسانی با ابعاد زیست‌شناختی مانند بلوغ نیز در دنیای مجازی تعابیر جدید بیابند، اما ریشه استحاله این مفاهیم ناشی از تأثیرگذاری قوی فضای مجازی بر نوع تفکر کاربران است (کاتز و مارشال، ۲۰۰۶).

همان‌گونه که بارتل (۲۰۰۴) خاطرنشان می‌کند: «هویت، حاصل تفکر است که در قالب‌های گوناکون (در عمل یا در قالب لغات) ظهور می‌کند» و با توسعه عرصه مجازی زندگی بشر[۱۲]، این حقیقت غیرقابل انکار است که این فضای مجازی با کاربر ارتباطی دوسویه قرار دارد؛ نحوه تفکر او را تحت تأثیر قرار می‌دهد و در مقابل گستره وسیعی را فراهم می‌آورد که کاربر هویت خود را در آن براساس ترجیحات خود ابراز می‌کند و به منصه ظهور می‌رساند. به‌عبارت دیگر، فضای مجازی امروز تنها آیینه منعکس‌کننده کاربر مقابل خود نیست، بلکه تا حد زیادی چگونگی کیفیت کاربر خود را نیز تعریف می‌کند.

زمانی، تلقی منتقدین فرهنگی این بود که چون فضای مجازی عرصه‌ای است که مهندسان فنی و نه مهندسان فرهنگی آن‌را ساخته‌اند، بنابراین نقطه ضعف آن عدم وجود روایت است (بل و کندی، ۲۰۰۰). اما امروز دنیای مجازی آن‌چنان با زندگی و فرایند هویت‌سازی بشر درآمیخته است که نه تنها روایت‌های بی‌شمار در آن قابل درک است، بلکه این روایت‌ها بر روایت دنیای واقعی پیشی گرفته‌اند؛ چنان‌که بودریار از «فراواقعیت»[۱۳] مجازی سخن می‌گوید و به‌قول آنجل آدریان[۱۴] (۲۰۰۸: ۳۶۶)، همان‌قدر که تجارت الکترونیک از تجارت جدا نیست، هویت‌های الکترونیکی در فضای مجازی نیز از هویت‌های واقعی قابل بازشناسایی نیستند.

بحران هویت درفضای مجازی شبکه های اجتماعی

برای تبیین بحران هویت در فضای مجازی، توجه به یک نکته مهم ضروری است .جوامع در حال­گذار، عمدتا در حال سپری کردن و مواجه شدن با بحران­های هویت دوره تاریخی خود معادل با دوره صنعتی شدن اروپا بوده­اند. با این حال، به‌طور گریزناپذیر با پدیده­های جهانی‌شدن و فضای مجازی در فرایند ارتباطات نوین مواجه شده­اند. دوره تاریخی جدید نیز همراه خود، نوعی از عناصر بحران­زای هویتی را حمل می­کند و مسئله کشورهای درحال توسعه از آن‌جا پیچیده­تر می­شود که این کشورها همزمان بدون طی دوره تاریخی خود بحران­های تو در توی هویتی را تجربه می‌کنند که ناشی از روهم افتادگی دو دوره تاریخی است.

به نظر کاستلز (۱۳۸۰: ۲۷)، سیاست­های مربوط به هویت را باید در جایگاه تاریخی خود بررسی کرد. یکی از عوامل مهم در تاریخ و جغرافیا، مؤلفه فضای مجازی و قدرت آن است که نیروی قوام­بخش هویت و بسیاری دیگر از پدیده­ها و فراورده­های تاریخی، اجتماعی و فرهنگی است.

جهانی‌شدن نیز روندی تاریخی و دگرگونی­ای مفهومی است که تغییرات و تحولاتی را در برداشت­ها، باورها، اندیشه­ها و سلیقه­های ملت­ها به همراه دارد و دامنه آن هویت فرهنگی را نیز فرا گرفته است. جهانی­شدن و فضای مجازی به طور مداوم و گسترده با شیوه­ها و داده­های مختلف به نوعی دائماً در حال ایجاد تغییر در باورها، انگاره­ها، عقاید، ارزش­ها، چشم‌داشت­ها و حتی نیازها هستند.

بسیاری معتقدند مهم­ترین عامل هویت­ساز «معنا»ست و این معناست که دائماً در عصر اطلاعات در حافظه تاریخی جوامع دستخوش تغییر، هر چند تدریجی، می­گردد. کاستلز با توجه به اهمیت معنا در عصر اطلاعات و تلاش کنشگران مختلف اجتماعی جهت نیل به معنایی خاص، آن را در تقابل با مفهوم قدیمیِ «کارکرد» قرار می­دهد که از سوی نهادهای مسلط اعمال می­شود این هویت ناشی از هنجارهای اجتماعی است و وابسته به روابط و ترکیب و چینش افراد، نهادها و سازمان­های جامعه است. هویت منبع معنا برای خودکنشگران است و به‌دست خود آنها از رهگذر فرایند فردیت بخشیدن، ساخته می­شود (کاستلز، ۱۳۸۰: ۲۳).

هویت در محیط مجازی به طور مشخص متفاوت با هویت در محیط واقعی است؛ زیرا تفاوت بین محیط­ها وجود دارد. شخص مختار است از هویت واقعی­اش در محیط مجازی استفاده کند یا نکند. در محیط مجازی، شخص هویتش را در مسیری شکل می­دهد که او می‏خواهد آن را در مقابل دیگران به نمایش بگذارد. به‌عبارت دیگر، او هویتش را به دیگران تحمیل می­کند.

تامبا[۱۵] سه ویژگی اینترنت و شبکه­های اجتماعی را بیان می­کند: به هم فشردگی فضا- زمان، حس نکردن مکان و محدوده­های محو شده و جماعت تغییریافته، باید توجه داشته باشیم که ضروری است هر انسانی در یک فضا یا زمان خاص قرار گرفته باشد (پراپروتنیک، ۲۰۰۴: ۱). هویت نقشی کلیدی را در ارتباطات مجازی ایفا می­کند. بعضی مدعی‌اند توانایی استقرار یک هویت بدون بدن و مستقل از ارزشمندترین جنبه­های فرهنگ آنلاین است که به مردم اجازه می‏دهد نقش­ها و روابطی را که به‌گونه­ای دیگر هستند، جستجو کنند؛ اما دیگران ادعا می­کنند گمنامی، بی‌مسئولیتی و رفتار خصومت­آمیز را تشویق می­کند.

واقعیت مجازی امکان انواع تجارب ذهنی را فراهم می­سازد که می­توانستند انواع مدرن سلطه را منقطع یا متوقف کنند. توانایی واقعیت مجازی در فراگرد خودش نهفته است و اشخاص می­توانند در یک محیط با واسطه کامپیوتری خاص، خود و جهان را بازسازی کنند. بنابراین، واقعیت مجازی و کارکردهای این راه، می­تواند در جهت غیرطبیعی کردن فرضی درباره هویت­های طبیعی داده شده عمل کند. در اتاق­های گفتگو مجازی مردم می­توانند دقیقاً «­به چیزی که آنها می­خواهند باشند» یا «دقیقا چطور می­خواهند مردم دیگر آنها را ببینند» تبدیل شوند (پراپروتنیک، ۲۰۰۴: ۲).

ماهیت مکان و فضا در دنیای دیجیتالی کاملا دگرگون شده است. امروز، دنیای واقعی با دنیای مجازی چنان در هم فرو رفته که تفکیک آن دو بسیار دشوار شده است. زمان، مفهوم مکانمند گذشته را ندارد. فرهنگ­ها به شدت در هم ادغام شده و خلوص مکانی و زمانی دیروز خود را از دست داد­ه­اند. بنابراین، طبیعی است که هویت در بند مکان- زمان و فرهنگ مکانمند و زمانمند در فضای جدید دچار بحران شود (پراپروتنیک، ۲۰۰۴: ۳۷). شاید بتوان بحران­های ناشی از گمنامی را در دو دسته تقسیم کرد: یک دسته بحران­های کلی ناشی از مواجهه انسان با فضای مجازی است که از آن به اضطراب دیجیتالی یاد می­کنند و دوم، بحران­های ناشی از هویت­های مجازی.

عاملی (۱۳۸۲)، اضطراب را به سه دوره: اضطراب طبیعی، صنعتی و دیجیتالی تقسیم می­کند. اضطراب دیجیتالی اضطرابی است که ناشی از ظهور صنعت ارتباطات همزمان و انفجار اطلاعات و مواجهه با انبوهی از دانستنی­ها و ندانستنی­هاست که انسان را گرفتار ناتوانی در مدیریت ارتباط و بی­تعادلی هم در حوزه ارتباطات درون فردی و هم در حوزه ارتباطات بین فردی می­کند که جهان بیرونی و عینی انسان را تشکیل می­دهد. وی ادامه می­دهد: جهان مجازی درون خود، انسان را با فضاهای جدیدی مواجه کرده است که برای بعضی قابل فهم است و برای بخش عظیمی، جمعیت جهان منشأ گمگشتگی، غربت، تنهایی، تضاد و سردرگمی است. علاوه بر این، عدم انطباق جهان مجازی با جهان واقعی زمینه­ساز اضطراب­های جدیدی است که در گذشته تجربه نشده است.

بحران­های ناشی از هویت­های ساختگی با توجه به این‌که فرد معمولاً امکان انتخاب هویت‏های دیگری دارد که در نظر دیگران مطلوب­تر یا خاص­تر جلوه می­کند، به‌وجود می­آید. در این صورت، فرد هنگام استفاده از امکانات ارتباطی مجازی، هویت واقعی خود را که در سراسر زندگی واقعی با آن درگیر است، کنار می­گذارد و با هویت جدیدی مواجه  می­شود. به این ترتیب، معناهای جدیدی وارد ذهن فرد می­شود و هویت جدیدی در کنار هویت واقعی و قدیم او قد علم می­کند که ذهن فرد را درگیر و دچار بحران می­کند؛ زیرا این دو هویت در وضعیت همزمانی قرار می­گیرند و فرد نمی­تواند به راحتی مفاهیم و خصایص هویتی جدید را با هویت قدیمی و همیشگی­اش تطبیق دهد و یا اساساً ممکن است میان آنها تعارض پدید آید. این بحران احتمالا خستگی، تنش، فشار عصبی و ناکامی را برای فرد به همراه می­آورد. این بحران به‌خصوص برای کسانی به شکل جدیدتر مطرح می­شود که تغییرات هویتی فراوان در فضای مجازی برای خود ایجاد می­کنند و تطابق و هماهنگ کردن این تغییرات با هویت واقعی برای‌شان دشوارتر می­شود. همچنین کسانی که در جهان واقعی امکان برخی رفتارهای ناهنجار اجتماعی یا ار تباطات خاص را ندارند، در این فضا این امکان را به دست می­آورند و ممکن است در وضعیتی قرار گیرند که اعمال آن­ها در قالب هویت مجازی با هنجار­های اجتماعی زندگی واقعی به شدت در تعارض باشد؛ به این ترتیب، دچار بحران بزرگتری خواهند شد (خلقتی،۱۳۸۷: ۳).

فضای مجازی و بحران هویت در ایران

در بررسی بحران هویت ناشی از فضای مجازی شبکه­های اجتماعی در ایران، نمی­توان بحران‏های هویتی ناشی از دوران گذار جامعه ایران را نادیده گرفت. به اعتقاد نگارنده­گان، جامعه ایران امروز با دو گونه بحران هویتی با دو منشأ و علل مختلف رو به رو است. مطالعات گسترده در خصوص بحران­های دوران صنعتی شدن در جوامع مختلف نشان می­دهد این گونه جوامع در معرض بحران­های ناشی از تغییرات ساختاری در عرصه­های اقتصادی، فرهنگی، سیاست و اجتماع قرار می­گیرند. جامعه امروز ایران در عین حال که بحران­های هویت ناشی از یک دوره تاریخی را با خود حمل می­کند، در سه دهه اخیر با بحران­های دوره تاریخی فراصنعتی بدون آن‌که به‌طور طبیعی وارد این دوره شده باشد نیز رو ­به ­رو شده است. باتوجه به خاصیت و کارکردهای فناوری­های نوین ارتباطی به خصوص شبکه­های اجتماعی، ورود آثار کنترل‌ناپذیر و بحران­زای این دوره از سوی حاکمیت به سهولت صورت گرفته و عواقب ناشی از آن وارد جامعه امروز شده است .این شرایط درمجموع وضعیتی را پدید آورده است که می­توان گفت درحال حاضر، با نوعی از بحران­های هویت هم­پوشان مواجه هستیم.

استفاده از اینترنت و این اواخر مخصوصاً شبکه­های اجتماعی در میان ایرانی­ها به‌طور غیر قابل توجهی افزایش یافته و بررسی­ها نشان می­دهد این روند کماکان ادامه دارد. اینترنت، به ویژه در میان جوانان ایرانی شیوع زیادی دارد و فاصله آن با سایر نسل­های قدیم­تر فاحش می‏باشد. بنابراین، عجیب نیست که بیشتر تحقیقات انجام شده در مورد اینترنت نشان می­دهد اکثریت کار­بران اینترنت در ایران به نسل جوان تعلق دارد.

بنابر یک تقسیم­بندی نسلی، نسل سوم بیشترین کاربران اینترنتی در ایران بوده و بیش از نسل­های دیگر در معرض آثار ناشی از اینترنت، از جمله مسائل هویتی و بحران هویتی قرار می‏گیرند. فارغ از شکاف­های به وجود آمده ناشی از فرایند رسانه­های نوین، شکاف نسلی موجود ناشی از تحولات ساختاری و جمعیتی جامعه ایران باعث شده است انتقال ارزش‌ها و آموزه­ها در قالب سنت از نسلی به نسل دیگر با اختلال رو به­رو شود. این پدیده از یک سو، به روند انتقال فرهنگ آسیب می­رساند و از سوی دیگر، حافظه تاریخی را مختل می­سازد و بدین ترتیب، انتقال تجربیات سیاسی و فرهنگی دوره­های پیشین به زمان حاضر با دشواری انجام می‏شود (ربیعی،۱۳۸۷: ۱۶۶- ۱۶۵).

یکی از ویژگی‌ها و نیازهای ضروری جامعه جوان ایرانی، کسب هویت اجتماعی (دینی و ملی) است و هویت اجتماعی جوانان، در صورتی کسب می‌شود که نظام اجتماعی از طریق نهادهای واسط خانواده‌، مدرسه، رسانه‌های جمعی و دولت، زمینه‌های لازم را برای کسب هویت اجتماعی آنان فراهم کند. در این صورت، آحاد جامعه نسبت به نظام اجتماعی خود، احساس هویت اجتماعی خواهند کرد و به طور طبیعی، گرایش‌های آنان که به سه سطح ایستاری (شناختی و ارزشی)، کنشی (هنجاری و رفتاری) و نمادی (ظاهری) تقسیم می‌شود براساس الگوها و هنجارهای نظام اجتماعی شکل خواهد گرفت (اوت و شومیکر، ۱۳۷۶).

حال اگر نظام اجتماعی، در فرایند زمینه‌سازی کسب هویت اجتماعی آحاد خود، به خوبی عمل نکند و نتواند الگوها و هنجارهای نظام اجتماعی را برای آنان ساخته و درونی کند، افراد نسبت به نظام اجتماعی خود احساس بی‌هویتی خواهند کرد و در نتیجه برای جبران هویت اجتماعی از دست رفته، به منابع دیگری که در فضای زندگی پیرامون آن‌ها در دسترس است رجوع خواهند کرد. در این صورت گرایش‌های ایستاری، کنشی و نمادی آن‌ها نیز متناسب با الگوهای فرهنگ غربی شکل خواهد گرفت. در واقع، در دنیای کنونی که انفجار اطلاعات در آن به‌وقوع پیوسته و بخش عظیمی از انسان‌ها و به‌ویژه جوانان در معرض پیامدهای آن قرار گرفته‌اند، هویت مبنا و معنای گذشته خود را از دست داده است و شدت و دامنه تغییرات هویتی در نسل‌های جدید به حدی است که در برخی موارد چالش‌ها و بحران‌های هویتی را پدید آورده است و برخلاف گذشته، فرآیند انتقال هویت بیش از آن که در زمینه ارزش‌ها، باورها و رفتارها و خلاصه هویت‌شان از والدین خویش متاثر باشند از رسانه‌ها، صنعت فرهنگ، همسالان وجوانان دیگر که چه بسا از دیگر کشورها باشند، تأثیر می‌پذیرند.

یافته‌های پژوهش عدلی‌پور (۱۳۹۱) در رساله کارشناسی ارشد (که به بررسی تاثیرات و پیامدهای شبکه‌های اجتماعی مجازی بر هویت اجتماعی جوانان پرداخته) خود حاکی از آن است که شبکه‌های اجتماعی مجازی به‌عنوان یک پدیده نوظهور هم دارای آثار مثبت و هم آثار منفی می‌باشند. آثار منفی آن شامل: تکه‌پاره گشتن سریع جوامع، دگرگونی مفاهیم مکان، زمان، فضا و منابع فرهنگی، به چالش کشیده شدن هویت‌های اصیل و سنتی، رواج هویت‌های سیّال و ناپایدار، گمنامی و ناشناس ماندن و سرقت هویت است. علی‌رغم این نکات منفی که این پدیده به همراه دارد نمی‌توان از آثار مثبت آن نیز غافل ماند. افزایش منابع هویتی و آزادی عمل افراد برای کسب منابع مورد نیاز، رهایی و آزادی افراد از چنگال عوامل و متولیان فرافردی هویت‌سازی، فراهم آمدن واقعیت به‌گونه‌ای مجازی و غیره از آثار مثبت این پدیده هستند که اگر از آن‌ها استفاده درستی به عمل آید، باعث رشد و پویایی هویت اجتماعی در میان افراد جامعه خواهد گشت. وی همچنین در پژوهش خود هم‌راستا با تحقیقات رفعت‌جاه و شکوری (۱۳۸۷)، عباس‌قادی (۱۳۹۰)، مهدی‌زاده و عنبرین (۱۳۸۸) و احمدپور و قادرزاده (۱۳۸۹)، نشان می‌دهد که شبکه‌های اجتماعی عاملی تاثیرگذار بر هویت اجتماعی جوانان هستند و با افزایش مدت زمان عضویت، میزان استفاده، میزان مشارکت و فعالیت و واقعی تلقی کردن محتوای مطالب ارائه شده در این شبکه‌ها هویت ملی و دینی کاربران تضعیف می‌شود.

وی در تحلیل این امر معتقد است که احتمالاً استفاده آزاد از امکاناتی چون اینترنت و شبکه‌های اجتماعی مجازی در خانواده‌هایی بیشتر رواج دارد که اعتقادات و باورها و در نهایت هویت دینی آن‌ها ضعیف‌تر از دیگر خانواده‌ها است. اما این مسئله از عامل دیگری نیز سرچشمه می‌گیرد و آن این است که چون در جامعه ما از اینترنت، شبکه‌های اجتماعی مجازی و ماهواره اکثراً به‌صورت منطقی استفاده نمی‌شود و این رسانه‌ها و امکانات اطلاعاتی و ارتباطاتی، بیشتر مروج فرهنگ مادی‌نگر و لذت‌جو و فردگرایانه غربی هستند، یکی از جنبه‌های آسیب‌زای آن کاهش تعلقات دینی و اخلاقی در نوجوانان و جوانان است. همچنین تعامل در فضای مجازی تاثیر دوگانه‌ای بر ابعاد هویت دینی جوانان دارد؛ به‌طوری که با افزایش دسترسی و بهره‌مندی از مجاری نوین اطلاعاتی و ارتباطی و افزایش مدت‌ زمان استفاده و نوع مصرف به دلیل تلطیف افق ذهنی و بینشی و ارتقا و گسترش جهت‌گیری‌های شناختی، عاطفی و عملی، از یک‌سو، از شدت ابعاد پیامدی و تجربی کاسته می‌شود و از سوی دیگر، هویت دینی جوانان در بعد شناختی تقویت می‌شود. در واقع اطلاعات یاد شده بر این واقعیت دلالت دارد که جوانان متناسب با نوع نیازهای دینی و مذهبی خود از اینترنت و شبکه‌های اجتماعی مجازی استفاده می‌کنند و به همان ترتیب استفاده از شبکه‌های اجتماعی اینترنتی بر شیوه و سبک دینداری آن‌ها تاثیر می‌گذارد و انعطاف‌پذیری نسبت به قرائت‌های دینی مختلف را افزایش می‌دهد. یافته‌های پژوهش وی همچنین با آن‌چه در زمینه همسان‌سازی فرهنگ کشورهای جهان سوم با کشورهای غربی صورت می‌گیرد نیز همخوانی دارد. از آن‌جا که ایجادکنندگان و پیام فرستندگان و برنامه‌سازان این تکنولوژی ارتباطی و اطلاعاتی عمدتاً کشورهای توسعه‌یافته غربی هستند تعجبی هم ندارد که انبوه فیلم‌ها و سایت‌های پرمخاطب آن‌ها هویت فرهنگی، قومی و ملی کشورهای مصرف‌کننده را تحت‌تأثیر قرار داده و تضعیف نماید. با این حال در سال‌های اخیر در اینترنت مقاومت‌هایی در برابر این جریان به چشم می‌خورد که نشان از ظهور و احیای هویت‌های قومی و ملی در اینترنت و ماهواره است.

سایر پژوهش‌های انجام شده توسط محققان دیگر به‌ویژه تحقیق ساروخانی و رضایی‌قادی (۱۳۹۱)، کوهی و حسنی (۱۳۹۱)، نشان‌دهنده آنند که با گسترش روز‌افزون رسانه‌های نوین همچون شبکه‌های اجتماعی مجازی، به‌ویژه در جوامع در حال گذار، روند نوسازی به تضعیف پیوندهای سنتی می‌انجامد. این رسانه‌ها می‌توانند در نگرش‌ها و رفتار شهروندان تاثیر گذارده و باعث کاهش همدلی، احساس تعلق ملی و انسجام اجتماعی شوند. اینگلهارت با طرح مفهوم انقلاب خاموش، بر این نظر است که ورود سریع ارزش‌ها و ایده‌های جدید از طریق تکنولوژی‌های نوین اطلاعاتی و ارتباطی می‌تواند گسست‌های جدی در مبانی هویتی جامعه ایجاد کند. هم‌چنان که کاستلز بیان کرده است ماهواره و اینترنت با دگرگون ساختن بنیادین ماهیت ارتباطات، نقش تعیین‌کننده‌ای در تغییر و شکل‌دهی فرهنگ‌ها و هویت ملی شهروندان ایفا می‌کنند (کاستلز، ۱۳۸۰: ۳۸۴- ۳۸۳). علاوه بر آن، پاستر بر نقش اینترنت در گسترش فرهنگ و هویت و روش جدید ساخته شدن هویت ملی تاکید کرده است. در این ارتباط، وی فرایند جهانی‌شدن رسانه‌ها را با به ‌وقوع پیوستن افول هویت ملی تحلیل کرده است (پاستر، ۱۳۷۷: ۵۲). گیدنز اینترنت و ماهواره را عامل سردرگمی و بی‌ثباتی و بی‌نظمی فرهنگی قلمداد کرده است.

گستره بحران هویت به موارد یادشده محدود نمی­شود. نوعی از بحران هویت که خاص فضای مجازی است، مربوط به تغییر اجتماعی سریع است. بر اثر ارتباطات این چنین و تعامل با فضای مجازی، سنت­های قدیمی به سرعت در حال سست شدن بوده و احساس سردرگمی هویتی در تعدادی از گروه­های اجتماعی شکل گرفته است. استفاده از اینترنت و شبکه­های اجتماعی تاثیرات عمیقی بر ارزش­های جوانان داشته و موجب شده نیازهایی که قبلاً توسط خانواده بر طرف می­شد، امروزه از سوی این رسا­نه جدید مرتفع گردد؛ مثلاً در گذشته دوست‏یابی تحت نظر والدین صورت می­گرفت؛ اما امروزه برخی جوانان با استفاده از سیاست‏های دوست­یابی، گفتگو (چت­) و امثال آن­ها قادرند با افراد گوناگون و با فرهنگ­های مختلف آشنا شوند. کاربران اینترنت بر خلاف نسل اول که در فضایی واقعی و حقیقی فعالیت می­کردند، امروزه در فضایی مجازی مشغول هستند. بر همین اساس، بسیاری از کارکردهای خانواده در جامعه­پذیری افراد به وسیله این رسانه تعاملی در محیطی مجازی صورت می­گیرد (بوربورحسین‌بیگی،۱۳۸۳: ۵۶).

پدیده مهم دیگری که از بحران هویت به وجود می­آید، ترکیبی از بحران هویت فردی و اجتماعی است. شواهد نشان می­دهد وقتی افراد در معرض فضای مجازی قرار می­گیرند، به نوعی از دگرخودپنداری از خویش مبتلا می­شوند. این پدیده که در روانشناسی از آن به بیماری امپاتی[۱۶]­ یاد می­شود، وضعیتی پدید می­آورد که افراد در فضای مجازی، خود را در شرایطی ایده‏آل و دست نیافتنی­تر تعریف می­کنند و در مواجهه با واقعیت دچار نوعی بحران می­شوند. به نظر می­رسد این بحران، پایه­ساز بحران­های سیاسی و اجتماعی در جوامع درحال توسعه می‏باشد.

بحث و نتیجه­ گیری

پیشرفت در فناوری اطلاعات راه و روش انسان را در ثبت و ضبط تاریخ تغییر داده است، این تغییر بر نحوه تعامل افراد با یکدیگر نیز تاثیرگذار بوده است. یکی از اتفاقات مهم در پایان هزاره دوم، ظهور فناوری­های ارتباطی است که برجسته­ترین آن اینترنت و شبکه­های اجتماعی است. اینترنت و شبکه­های اجتماعی مجازی، اصلی­ترین عوامل تشکیل‌ دهنده فضای مجازی، شناخته می­شوند. شبکه­های اجتماعی به‌عنوان یکی از مهمترین این ابزارها، با قابلیت­ها و امکانات خود تاثیرات عمیقی بر جنبه­های اجتماعی کاربران در جوامع گوناگون گذارده­اند. استفاده جوانان ایرانی از شبکه‌های اجتماعی مجازی رو به گسترش می‌باشد و به‌ طور گریزناپذیری‌، جوانان، پرجمعیت‌ترین و پرتعدادترین گروه نسلی ایران، در مواجهه با اینترنت و متأثر از فضای مجازی هستند. وابستگی متقابل دو جهان مجازی و واقعی باعث تعاملات فردی و اجتماعی در قلمروهای زیادی شده است‌.‌ آن‌چنان که گفتیم، هویت در درون هر جامعه‌ای از عوامل ثبات و همبستگی است و هویت با ابعاد مختلف شخصی، اجتماعی، ملی و دینی‌، هر یک تأثیرات زیادی در دوام و بقا و استمرار جامعه دارند.

یافته‌ها پژوهش حاضر نشان می‌دهد که فضای مجازی شبکه‌های اجتماعی اینترنتی نوعی از بحران هویت را در میان طیف گسترده‌ای از جوانان به‌وجود آورده است. بحران هویت در زمینه‌های فردی ناهمگونی‌های هویتی را سبب شده و به‌نحوی تعادل اجتماعی را متأثر کرده است.

در مورد این‌که چگونه بحران هویت در سطح فردی ناشی از فضای مجازی شکل می­گیرد، با توجه به نظریه دو جهانی شدن­ها در کنار هویت واقعی افراد، می­توان از هویت­های مجازی سخن گفت که هر شخص که با محیط­های اجتماعی و مجازی ارتباط دارد، می­تواند آن را داشته باشد. اگرچه هویت مجازی، هویت ساختگی تلقی می­شود، بعضی اوقات نیز ممکن است هویت واقعی یا مثل آن باشد. بحران هویت مجازی هنگامی رخ می­دهد که فرد به واسطه امکان تغییر در هویت واقعی در فضای مجازی با معانی و هویت جدیدی رو به رو شود که ساخته خود اوست و همزمان در کنار هویت واقعی قرار می­گیرد و در صورتی که این دو هویت از یکدیگر فاصله زیادی داشته باشند، به خصوص که فرد بتواند به واسطه هویت مجازی برخی اعمال خلاف هنجار اجتماعی را انجام دهد، بحران هویت مجازی شکل می­گیرد. در واقع با توجه به گسترش روز افزون شبکه­های اجتماعی در دنیا و ایران، استفاده نوجوانان و جوانان ایرانی از اینترنت رو به گسترش است که این افزایش ورود بی­رویه جوانان به فضاهای مجازی آسیب­های زیادی را به همراه خواهد داشت.

تغییرات اجتماعی با ­زمینه‌های ناشی از تحولات ساختاری و جمعیتی در کنار تغییرات ناشی از آثار معناساز مطرح شده در فضای مجازی شبکه­های اجتماعی، وضعیتی قابل تأمل از بحران هویت اجتماعی پدید آورده است. یکی از بحران‌های فردی و اجتماعی دیگر خودپنداری ناشی از تعامل کاربران با فضای مجازی بوده و «‌امپاتی» در چنین شرایطی همانند یک سندروم اجتماعی، بحران­های هویتی را دامن می­زند و این امر زمینه­ساز بسیاری از تعارضات سیاسی خواهد شد.

به‌نظر می­رسد با توجه به فرایند جهانی‌شدن و مواجه شدن نسل متراکم جوان ایرانی با فضای مجازی، ضروری است عواقب این مواجهه در ایجاد بحران­های هویتی بررسی شود. همان‌گونه که اشاره شد جامعه ایران به لحاظ قرارداشتن در دوره تاریخی خاص، از جنبه­های «گذار» امروزه علاوه بر بحران هویت دوره تاریخی صنعتی، بحران­های هویتی دوره پساصنعتی و فضای مجازی را نیز تجربه می­کند. مسائل هویت­های قومی هر چند محسوس نیست، در فضای مجازی تحولات خاص خود را دارد. در حال حاضر با توجه به رشد فزاینده شبکه‌های اجتماعی، برنامه­ریزی برای منابع هویت‌ساز جدید با توجه به فضای مجازی در برنامه­ریزی­های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی الزامی است.

به کانال تلگرامی انجمن خانواده و اینترنت بپیوندید. familyweb@

 

شبکه‏ های اجتماعی و بحران هویت ,شبکه‏ های اجتماعی و بحران هویت ,شبکه‏ های اجتماعی و بحران هویت ,شبکه‏ های اجتماعی و بحران هویت ,شبکه‏ های اجتماعی و بحران هویت ,شبکه‏ های اجتماعی و بحران هویت ,شبکه‏ های اجتماعی و بحران هویت ,شبکه‏ های اجتماعی و بحران هویت ,شبکه‏ های اجتماعی و بحران هویت ,شبکه‏ های اجتماعی و بحران هویت ,شبکه‏ های اجتماعی و بحران هویت ,شبکه‏ های اجتماعی و بحران هویت ,شبکه‏ های اجتماعی و بحران هویت ,شبکه‏ های اجتماعی و بحران هویت ,شبکه‏ های اجتماعی و بحران هویت ,شبکه‏ های اجتماعی و بحران هویت ,شبکه‏ های اجتماعی و بحران هویت ,شبکه‏ های اجتماعی و بحران هویت ,شبکه‏ های اجتماعی و بحران هویت ,شبکه‏ های اجتماعی و بحران هویت ,شبکه‏ های اجتماعی و بحران هویت ,شبکه‏ های اجتماعی و بحران هویت ,شبکه‏ های اجتماعی و بحران هویت ,شبکه‏ های اجتماعی و بحران هویت ,شبکه‏ های اجتماعی و بحران هویت ,شبکه‏ های اجتماعی و بحران هویت ,شبکه‏ های اجتماعی و بحران هویت ,شبکه‏ های اجتماعی و بحران هویت ,شبکه‏ های اجتماعی و بحران هویت ,شبکه‏ های اجتماعی و بحران هویت ,شبکه‏ های اجتماعی و بحران هویت ,شبکه‏ های اجتماعی و بحران هویت ,شبکه‏ های اجتماعی و بحران هویت ,شبکه‏ های اجتماعی و بحران هویت ,